درنگ ها و فکرها: رها کن گذشته را!

درنگ ها و فکرها: رها کن گذشته را!

لطیفی می گفت: ﺳﺮﻋﺖ ﺁﻫﻮ ۹۰ ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ ﺩﺭ ﺳﺎﻋﺖ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ که سرعت شیر ۵۷ کیلومتر در ساعت ﺍﺳﺖ.

ﭘﺲ ﭼﻄﻮﺭ ﺁﻫﻮ ﻃﻌﻤﻪ شیر می‌شود؟!

“ﺗﺮﺱ” ﺁﻫﻮ ﺍﺯ ﺷﮑﺎﺭ ﺷﺪﻥ ﺑﺎﻋﺚ می شود ﺍﻭ ﺑﺮﺍﯼ سنجیدن فاصله خود با شیر مدام به “پشت ﺳﺮ” ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ همین سرعتش بسیار کم می‌شود تا جایی که شیر می تواند به او برسد، یعنی ﺍﮔﺮ ﺁﻫﻮ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺵ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻨﺪ طعمه ﺷﯿﺮ نمی شود! ﺍﮔﺮ ﺁﻫﻮ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺧﻮﺩ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻫﻤﺎن گوﻧﻪ ﮐﻪ شیر به نیرویش ایمان دارد هیچ گاه ﻃﻌﻤﻪ ﯼ ﺷﯿﺮ نخواهد شد.

ﺍﯾﻦ ﻗﺼﻪ ﯼ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ، ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ایمان نداشته باشیم و در طول زندگی ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻧﮕﺎﻩ کنیم و به مرور خاطرات ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﯾﻢ، ﻫﻢ ﺍﺯ ﺯﻧﺪگیﻤﺎﻥ ﻋﻘﺐ می مانیم ﻭ ﻫﻢ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ…

 


به مناسبت روز جهانی معلولین؛

از ملی پوشان والیبال نشسته بانوان در فدراسیون تقدیر شد

به مناسبت روز جهانی معلولین از ملی پوشان والیبال نشسته بانوان کشورمان قدردانی شد.

به گزارش وب سایت فدراسیون ورزش های جانبازان و معلولین؛ به مناسبت روز جهانی معلولین و هفته بسیج، واحد فرهنگی فدراسیون امروز چهارشنبه ۱۳ آذر ماه، با اهدا جوایزی از ملی پوشان والیبال نشسته بانوان تقدیر کرد.

گفتنی است این مراسم با حضور حسین پور دبیر، حمیدی معاونت پشتیبانی، ذوالفقاری حراست، سایر مسئولان فدراسیون و پدر شهید مدافع حرم، حمیدرضا اسدالهی در نمازخانه برگزار شد.

 

عکاس: رضا جوشقانی


 حضور تیم ملی بسکتبال با ویلچر بانوان در کنار مزار شهید گمنام فدراسیون


 

 

ماه محرم و صفر را پشت سر گذاشتیم با اندوه و اشک و ناله ،اشک ریختیم و دل تازه کردیم و با یاد عظمت آقا ابا عبدالله الحسین بزرگ شدیم، از خزان عفلت به برکت اشک های محرم و صفر به بهار رسیدیم و اکنون وقت آن است که در این بهار به یمن رویش دوباریمان سجده شکر به جای آوریم و این بهار را قدر بدانیم و بندگی کنیم.

ماه “ربیع الاول” همانگونه که از اسم آن پیداست بهار ماه ها مى باشد؛ به جهت اینکه آثار رحمت خداوند در آن هویداست . در این ماه ذخایر برکات خداوند و نورهاى زیبایى او بر زمین فرود آمده است . زیرا میلاد رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) در این ماه است و مى توان ادعا کرد از اول آفرینش ‍ زمین رحمتى مانند آن به خود ندیده است . چرا که او داناترین مخلوقات خداوند و برترین آنها و سرورشان و نزدیکترین آنها به خداوند و فرمانبردارترین آنها از او و محبوبترینشان نزد او مى باشد، این روز نیز برتر از سایر روزهاست . و گویا روزى است که کاملترین هدیه ها، بزرگترین بخشش ها، شاملترین رحمتها، برترین برکتها، زیباترین نورها و مخفى ترین اسرار در آن پى ریزى شده است .

پس بر انسان مسلمان که برترى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) را قبول داشته و مراقب رفتار با مولایش مى باشد واجب است در این ماه به شکرانه ارازنی شدن آن نعمت بزرگ به عبادتی از سر شور و اشتیاق بپردازد،گرچه عبادات شبانه روزی عالمیان هرگز در خور چنین نعمتی نخواهد بود اما “آنچه سعی است ما در طلبش بنماییم”.

 


امام صادق علیه السلام در احادیثی، به بیان فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام با پای پیاده می‌پردازند.

 

 حدیث اول

«حُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرِ بْنِ أَبِی فَاخِتَهَ قَالَ قَالَ صادق علیه السلام ‏ یَا حُسَیْنُ مَنْ خَرَجَ مِنْ مَنْزِلِهِ یُرِیدُ زِیَارَهَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیه السلام إِنْ کَانَ مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَهٍ حَسَنَهً وَ مَحَى عَنْهُ سَیِّئَهً حَتَّى إِذَا صَارَ فِی الْحَائِرِ کَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْمُصْلِحِینَ الْمُنْتَجَبِینَ [الْمُفْلِحینَ الْمُنْجِحِینَ‏] حَتَّى إِذَا قَضَى مَنَاسِکَهُ کَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْفَائِزِینَ حَتَّى إِذَا أَرَادَ الِانْصِرَافَ أَتَاهُ مَلَکٌ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص یُقْرِؤُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَکَ اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غُفِرَ لَکَ مَا مَضَى.»

حسین بن ثویر بن أبى فاخته می‌گوید، امام صادق علیه السلام فرمودند: «اى حسین! کسى که از منزلش بیرون آید و قصدش زیارت قبر حضرت حسین ابن على علیهما السّلام باشد اگر پیاده رود خداوند منّان به هر قدمى که برمی‌‏دارد یک حسنه برایش نوشته و یک گناه از او محو می‌فرماید تا زمانى که به حائر برسد و پس از رسیدن به آن مکان شریف حق تبارک و تعالى او را از رستگاران قرار می‌دهد تا وقتى که مراسم و اعمال زیارت را به پایان رساند که در این هنگام او را از فائزین محسوب می‌فرماید تا زمانى که اراده مراجعت نماید در این وقت فرشته‏‌اى نزد او آمده و می‌گوید: «رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم سلام رسانده و به تو می‌فرماید: «از ابتداء عمل را شروع کن، تمام گناهان گذشته‌ات آمرزیده شد.»

 حدیث دوم

«عَنْ بَشِیرٍ الدَّهَّانِ عَنْ صادق علیه السلام  قَالَ: إِنَّ الرَّجُلَ لَیَخْرُجُ إِلَى قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع فَلَهُ إِذَا خَرَجَ مِنْ أَهْلِهِ بِأَوَّلِ خُطْوَهٍ مَغْفِرَهُ ذُنُوبِهِ- ثُمَّ لَمْ یَزَلْ یُقَدَّسُ بِکُلِّ خُطْوَهٍ حَتَّى یَأْتِیَهُ فَإِذَا أَتَاهُ نَاجَاهُ اللَّهُ تَعَالَى فَقَالَ عَبْدِی سَلْنِی أُعْطِکَ ادْعُنِی أُجِبْکَ اطْلُبْ مِنِّی أُعْطِکَ سَلْنِی حَاجَهً أقضیها [أَقْضِهَا] لَکَ قَالَ وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام  وَ حَقٌّ عَلَى اللَّهِ أَنْ یُعْطِیَ مَا بَذَلَ.»

بشیر دهّان، می‌گوید؛ حضرت صادق علیه السّلام فرمودند: «شخصى که به زیارت قبر حضرت حسین بن على علیهما السّلام می‌رود، زمانى که از اهلش جدا شد با اولین گامى که برمی‌دارد تمام گناهانش آمرزیده می‌شود سپس با هر قدمى که برمی‌دارد پیوسته تقدیس و تنزیه شده تا به قبر برسد و هنگامى که به آنجا رسید حق تعالى او را خوانده و با وى مناجات نموده و می‌فرماید: «بنده من! از من بخواه تا به تو اعطاء نمایم، من را بخوان اجابتت نمایم، از من طلب کن به تو بدهم، حاجتت را از من بخواه تا برایت روا سازم.»

راوى می‌گوید، امام علیه السّلام فرمودند: «و بر خداوند متعال حق و ثابت است آنچه را که بذل نموده اعطاء فرماید.»

حدیث سوم

«عَنْ صادق علیه السلام  قَالَ: إِنَّ لِلَّهِ مَلَائِکَهً مُوَکَّلِینَ‏ بِقَبْرِ الْحُسَیْنِ ع فَإِذَا هَمَّ بِزِیَارَتِهِ الرَّجُلُ أَعْطَاهُمُ اللَّهُ ذُنُوبَهُ فَإِذَا خَطَا مَحَوْهَا ثُمَّ إِذَا خَطَا ضَاعَفُوا لَهُ حَسَنَاتِهِ فَمَا تَزَالُ حَسَنَاتُهُ تَضَاعَفُ حَتَّى تُوجِبَ لَهُ الْجَنَّهَ ثُمَّ اکْتَنَفُوهُ وَ قَدَّسُوهُ وَ یُنَادُونَ مَلَائِکَهَ السَّمَاءِ أَنْ قَدِّسُوا زُوَّارَ حَبِیبِ اللَّهِ فَإِذَا اغْتَسَلُوا نَادَاهُمْ مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله یَا وَفْدَ اللَّهِ أَبْشِرُوا بِمُرَافَقَتِی فِی الْجَنَّهِ ثُمَّ نَادَاهُمْ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ‏ علیه السلام أَنَا ضَامِنٌ لِقَضَاءِ حَوَائِجِکُمْ وَ دَفْعِ الْبَلَاءِ عَنْکُمْ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ ثُمَّ الْتَقَاهُمْ [اکْتَنَفَهُمُ‏] النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله عَنْ أَیْمَانِهِمْ وَ عَنْ شَمَائِلِهِمْ حَتَّى یَنْصَرِفُوا إِلَى أَهَالِیهِمْ.»

امام صادق علیه السلام فرمودند: «خداوند متعال فرشتگانى دارد که موکّل قبر حضرت امام حسین علیه السّلام می‌‏باشند هنگامى که شخص قصد زیارت آن حضرت را می‌نماید حق تعالى گناهان او را در اختیار این فرشتگان قرار می‌دهد و زمانى که وى قدم برداشت فرشتگان تمام گناهانش را محو می‌کنند و سپس قدم دوّم را که برداشت حسناتش مضاعف و دو چندان می‌کنند و پیوسته با قدم‏هائى که برمی‌دارد حسناتش مضاعف می‌گردد تا به حدّى می‌رسد که بهشت برایش واجب و ثابت می‌گردد، سپس اطرافش را گرفته و تقدیسش می‌کنند و فرشتگان آسمان نداء داده و می‌گویند: زوّار دوست خدا را تقدیس نمائید.» و وقتى زوّار غسل کردند حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم ایشان را مورد نداء قرار داده و میفرماید:«اى مسافران خدا! بشارت باد بر شما که در بهشت با من هستید.» سپس امیر المؤمنین علیه السّلام به ایشان نداء نموده و می‌فرماید: «من ضامنم که حوائج شما را بر آورده نموده و بلاء را در دنیا و آخرت از شما دفع کنم، سپس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با ایشان از طرف راست و چپ ملاقات فرموده تا بالأخره به اهل خود بازگردند.»

 حدیث چهارم

«عَلِیِّ بْنِ مَیْمُونٍ الصَّائِغِ عَنْ صادق علیه السلام  قَالَ: یَا عَلِیُّ زُرِ الْحُسَیْنَ وَ لَا تَدَعْهُ قَالَ قُلْتُ مَا لِمَنْ أَتَاهُ مِنَ الثَّوَابِ قَالَ مَنْ أَتَاهُ مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَهٍ حَسَنَهً وَ مَحَى عَنْهُ سَیِّئَهً وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَهً فَإِذَا أَتَاهُ وَکَّلَ اللَّهُ بِهِ مَلَکَیْنِ یَکْتُبَانِ مَا خَرَجَ مِنْ فِیهِ مِنْ خَیْرٍ وَ لَا یَکْتُبَانِ مَا یَخْرُجُ مِنْ فِیهِ مِنْ شَرٍّ وَ لَا غَیْرَ ذَلِکَ فَإِذَا انْصَرَفَ وَدَّعُوهُ وَ قَالُوا یَا وَلِیَّ اللَّهِ مَغْفُوراً لَکَ أَنْتَ مِنْ حِزْبِ اللَّهِ وَ حِزْبِ رَسُولِهِ وَ حِزْبِ أَهْلِ بَیْتِ رَسُولِهِ وَ اللَّهِ لَا تَرَى النَّارَ بِعَیْنِکَ أَبَداً وَ لَا تَرَاکَ وَ لَا تَطْعَمُکَ أَبَداً.»

على بن میمون صائغ، از حضرت صادق علیه السلام نقل کرده که آن حضرت فرمودند: «اى على! قبر حسین علیه السّلام را زیارت کن و ترک مکن.» عرض کردم: «ثواب کسى که آن حضرت را زیارت کند چیست؟» حضرت فرمودند: «کسى که پیاده زیارت کند خداوند به هر قدمى که برمی‌دارد یک حسنه برایش نوشته و یک گناه از او محو می‌فرماید و یک درجه مرتبه‏‌اش را بالا می برد و وقتى به زیارت رفت حق تعالى دو فرشته را موکّل او می فرماید که آنچه خیر از دهان او خارج می‌شود را نوشته و آنچه شر و بد می‌باشد را ننویسند و وقتى برگشت با او وداع کرده و به وى می‌گویند: «اى ولىّ خدا گناهانت آمرزیده شد و تو از افراد حزب خدا و حزب رسول او و حزب اهل بیت رسولش می‌باشى و خداوند هرگز چشمانت را به آتش جهنم بینا نمی کند و آتش نیز تو را ابدا نخواهد دید و تو را طعمه خود نخواهد نمود.»

 

منبع:

کامل الزیارات، باب چهل و نهم

 


 

علت گرامیداشت هفته دفاع مقدس چیست؟

۱ – آذربایجان و گرجستان به موجب قرارداد ننگین گلستان در سال ۱۸۱۳ میلادی (حدود ۲۰۶ سال قبل) و در زمان فتحعلیشاه قاجار از ایران جدا شد.

۲ – منطقه نخجوان و ارمنستان به موجب قرارداد ننگین ترکمانچای در سال ۱۸۲۸ میلادی (حدود ۱۹۱ سال قبل) و در زمان فتحعلیشاه قاجار از ایران جدا شد.

۳ – افغانستان و هرات به موجب معاهده پاریس در سال ۱۸۵۷ میلادی (حدود ۱۶۲ سال قبل) و در زمان محمد شاه قاجار از ایران جدا شد.

۴ – ترکمنستان، ازبکستان و قرقیزستان به موجب قرارداد سال ۱۸۸۳ میلادی (حدود ۱۳۸ سال قبل) و در زمان ناصرالدین قاجار از ایران جدا شد.

۵ – پاکستان و سیستان به موجب قرارداد ننگین حکمیت “ژنرال اسمیت” در سال ۱۹۰۵ میلادی (حدود ۱۱۴ سال قبل) و در زمان حکومت قاجار از ایران جدا شد.

۶ – مجمع الجزایر بحرین با ۳۳ جزیره ارزشمند در سال ۱۳۵۰ شمسی (حدود ۴۸ سال قبل) و در زمان محمد رضا پهلوی از ایران جدا شد.

۷ – شهر بندری و زیبای فیروزه در شرق دریای مازندران ، قبل از انقلاب و در زمان محمدرضا پهلوی از ایران جدا شد و به شوروی واگذار گردید.

 

اما می دانیم که در جنگ تحمیلی به مدت ۸ سال با ۹۰ کشور به طور مستقیم و غیر مستقیم جنگیدیم و حدود ۲۰۰ هزار شهید دادیم که نزدیک به ۳۶ هزار نفر از آنان دانش آموز بودند

 

حال با افتخار اعلام می کنیم :

۱ – یک وجب از خاک میهن اسلامی را از دست ندادیم

۲ – باعث بیداری کشور های اسلامی و مظلوم شدیم

۳ – قدرت ایران و اسلام را به همه ابرقدرت ها نشان دادیم تا دیگر جرات حمله به ایران را نداشته باشند.

 

بنابراین در حال حاضر و در همه زمان ها (جهت قدردانی از شهدا، آزادگان، جانبازان و رزمندگان و نیز خانواده صبور ایشان و برای الگو سازی و پرورش نسل جوان که نیاز به قهرمانان راستین دارند) لازم است که در نکو داشت هفته دفاع مقدس و یاد شهدا و قدردانی از رزمندگان و آزادگان و خانواده معظم آنها بکوشیم.

 

سلام بر آنهایی که از نفس افتادند تا ما از نفس نیفتیم

سلام بر دلاورانی که قامت راست کردند تا ما قامت خم نکنیم

سلام بر مجاهدانی که به خاک افتادند تا ما به خاک نیفتیم

 

شادی روح امام و شهدا صلوات

هفته دفاع مقدس گرامی باد

 


مشکل اصلی را پیدا کنید

هر وقت تنبلی سراغ‌تان ‌آمد، لحظه‌ای تأمل کنید. ببینید مشکل کجاست و این مسئله ناشی از چه عامل یا عواملی است. تنبلی به طور کلی یک نشانه است، یعنی نتیجه‌ای از یک مشکل محسوب می‌شود و خود معلول علتی است که باید کشف و حل شود. دلایل مختلفی برای تنبلی وجود دارد از جمله بی‌انگیزگی، خستگی، ترس، بی‌علاقگی و…‌. دلایل تنبلی را کشف و سعی‌ کنید با درمانش از عقب‌ماندگی و بی‌انگیزگی ناشی از آن دور شوید

مشکل کشف شده را حل ‌کنید

حال که دریافتید تنبلی‌تان از کجا ریشه گرفته ‌است و علت آن چیست، برای رفع مشکل و درمان آن اقدام‌ کنید. در یافتن راه حل مشکل و درمان تنبلی موارد زیر را در نظر داشته‌ باشید

اگر خسته هستید و علت بی‌انگیزگی شما خستگی است، به خودتان کمی استراحت بدهید. همه به استراحت و آرامش نیاز دارند. اگر زمان شما محدود و اندک است، به ناچار بعضی از برنامه‌ها را حذف کنید و حتما وقتی را به استراحت و تجدید‌ قوا اختصاص ‌بدهید

اگر در برنامه‌ها و کارهای مختلف غرق شده‌اید و این موضوع شما را گیج کرده ‌است، سعی‌کنید مسئله را به اجزای کوچک‌تر تقسیم‌ کنید. فهرستی از اولویت‌ها تعیین‌ و به ترتیب، انجام کارها را شروع کنید

اگر علت فرار شما از کار و تنبلی ترس باشد باید چه کنید؟ به این بیندیشید که ترس شما چقدر منطقی است و این ترس چگونه شما را از اهداف و آرزوهایتان دور نگه ‌می‌دارد

گاهی ‌اوقات از چیزی ضربه می‌خوریم و احساسات ما جریحه‌دار می‌شود یا بعضی مواقع ناراحتی‌هایی برای ما ایجاد می‌شود که روح‌مان را آزرده می‌کند و همین آزردگی، انگیزه‌ی فعالیت را از ما می‌گیرد. اگر علت تنبلی شما چنین است، به هیچ‌وجه خود را تحت فشار قرار ندهید. برای بهبودی به خود زمان بدهید و سپس برای درمان تنبلی‌های خود اقدام کنید

برای درمان تنبلی ناشی از بی‌انگیزگی باید محیط خود را تغییر بدهید. کلیشه‌ها را بشکنید و از هر راهی که برای شما مناسب است، شور و اشتیاق از دست رفته را به خود بازگردانید

نظم در زندگی را فراموش نکنید

بی‌نظمی و آشفتگی، انرژی زیادی از شما تلف می‌کند. به‌ویژه از لحاظ بصری، وقتی اطراف شما به‌هم ریخته و نامرتب است، انگیزه و انرژی‌تان افت می‌کند. خانه‌ی نا‌مرتب، ماشین یا میز کار به‌هم ریخته، همه و همه باعث می‌شوند نظم ذهن‌تان بر هم بخورد و برای فرار از این درگیری ذهنی، به آسان‌ترین راه یعنی اجتناب از حل مسئله و تنبلی روی بیاورید

در ناخودآگاه ما اتفاقات متعددی در جریان است. آنچه می‌بینیم و می‌شنویم و احساساتی که از محیط دریافت می‌کنیم، به طور ناخودآگاه بر ما تأثیر می‌گذارند. در حقیقت در پشت صحنه‌ی مغز عزیز، هزارویک اتفاق رخ می‌دهد. پس برای شروع فعالیت‌ها باید زمینه‌ی آرامش ضمیر ناخودآگاه را فراهم کنیم

مثبت اندیشی یک اصل است

مغز ما به شکل شگفت‌انگیزی ورودی‌هایش را باور می‌کند. وقتی مدام خود را تنبل، ناتوان و بی‌انگیزه تصور می‌کنید، مغز این صفات را در خود نهادینه می‌کند و قدرت تغییر را از شما می‌گیرد. رخوت حاصل از منفی‌نگری موجب تشدید تنبلی می‌شود

زمان حال را دریابید

بیشتر ما در آرزوی آینده یا تأسف بر گذشته حال را قربانی می‌کنیم. لحظات خوب اسفند را در هیاهوی رسیدن به بهار از دست می‌دهیم. مسیر سفر را نادیده می‌گیریم و فقط به مقصد می‌اندیشیم، در حالی‌که ارزش لحظه‌ها فوق‌العاده بیشتر از آنچه تصور می‌کنید است. برای درمان تنبلی باز کردن دروازه‌های فکر به سمت افق‌های روشن ضروری است.

چشم‌انداز داشته ‌باشید

چشم‌اندازی از مزایای ترک و درمان تنبلی را در ذهن خود تصور کنید. سعی کنید به امتیازاتی که همت و تلاش برای‌تان به ارمغان می‌آورد، فکر کنید. با در نظر گرفتن مزایا، آینده و چشم‌انداز روشن، توان شما برای شروع فعالیت‌ها دوچندان می‌شود و درمان تنبلی کار چندان دشواری نخواهد‌ بود.

 


پرسش/ تنبلی چیست و چه آثار و کارکردی در زندگی فردی و اجتماعی انسان دارد و راهکارهای درمان آن کدام است؟

 

پاسخ:

مفهوم تنبلی

این واژه که گاهی به جای واژه‌های دیگری مانند: کسالت، تن‌پروری، راحت طلبی، بطالت، سستی وفتور به کار می‌رود، از رذایل اخلاقی است و نشانگر کراهت از کار، کاهلی، تن‌آسایی، طفره رفتن  و از کار در رفتن و مشابه آنهاست

تنبلی، گاهی طبیعی است مانند آنچه امروزه به عنوان «تنبلی چشم» از آن یاد می‌شود. درباره تنبلی چشم می‌گویند: ۳ درصد از افراد در دوران کودکی دچار آن هستند؛ یعنی چنین کودکی دید طبیعی ندارد و باید اولیای او به فکر درمانش باشند، که اکنون مورد بحث ما نیست

اما نوع دیگر از تنبلی، ارادی و ساخته و پرداخته خود انسان است و آدمی با دست خود، چنین شده است! در دنیای اسرار‌آمیزی که هر روز همه چیز در حال حرکت و دگرگونی است به نظر بعضی، ما آدم‌ها شاگرد اول کلاس تنبلی هستیم

نشانه‌های تنبلی وکسالت

درفرازی از سخنان رسول اعظم(ص) چنین آمده است

«اما علامه الکسلان فاربعه یتوانی حتی یفرط ویفرط حتی یضیع ویضیع حتی یضجر ویضجر حتی یاثم؛ علامت تنبل، چهار چیز است: سستی درکار تا سرحد کوتاهی، کوتاهی تا حد تباهی و خرابی کار، تباهی تا حد ملالت (و بی‌نشاطی) و ملالت تا حد گناه و نافرمانی»

نکوهش  تنبلی

در قرآن کریم هنگامی که سخن از منافقان به میان آورده ونشانه‌های آنان را بیان نموده، چنین می‌گوید:  «منافقان می‌خواهند خدا را فریب دهند درحالی که او آنها را فریب می‌دهد، و هنگامی که به نماز بر می‌خیزند، با کسالت برمی‌خیزند و در برابر مردم ریا می‌کنند و خدا را جز اندکی یاد نمی‌نمایند.»(نساء- ۱۴۲) از این رو کسالت و تنبلی در عبادت را مورد نکوهش قرار داده است

امام سجاد(ع) در فرازی از دعای ماه مبارک رمضان – که هر روز آن را می‌خواند – چنین درخواست کرده است: «…اللهم اذهب عنی فیه النعاس والکسل و السامه والفتره والقسوه والغفله والغره…خدایا! چرت، تنبلی، خستگی، سستی، سنگدلی، غفلت و فریب‌خوردگی را از من بزدای»

این نیایش گویای نکوهش نسبت به موضوع تنبلی و کسالت است که حضرتش از خداوند خواسته آن را از وی دور کند

همچنین امام صادق(ع) در فرازی از نیایش خود چنین آورده است

«..اللهم انی اعوذ بک من الکسل والهرم والجبن والبخل والغفله والقسوه والفتره والمسکنه…؛ بارخدایا! من به تو پناه می‌برم از تنبلی، پیری، ترس و کم‌دلی، بخل، غفلت، سنگدلی، سستی و زبونی…

در کتاب شریف کافی، بابی به عنوان نکوهش از تنبلی و کسالت «کراهیه الکسل » آمده است که در یک روایت از آن چنین می‌گوید: «عن ابی الحسن موسی (ع) قال: قال ابی (ع) لبعض ولده ایاک والکسل والضجره فانهما یمنعانک من حظک من الدنیا والاخره؛ امام کاظم(ع) می‌فرماید: پدرم (ع) می‌فرمود: از تنبلی و افسردگی بپرهیز، که این دو، تو را از بهره دنیا و آخرت بازمی‌دارد.»

در روایت دیگری آمده است: «عن ابی جعفر (ع) قال: انی لابغض الرجل او ابغض للرجل ان یکون کسلاناً [کسلان] عن امر دنیاه و من کسل عن امر دنیاه فهو عن امر اخرته اکسل؛ امام باقر(ع) فرمود: از مردی نفرت دارم که درکار دنیای خود تنبل باشد آن کس که در کار دنیای خویش تنبل باشد، در کار آخرتش تنبل‌تر خواهد بود.

ادامه دارد

 


قسمت دوم 

آگاهی پیش از عمل

یکی از اموری که در تقویت اراده بسیار مؤثر است، کسب آگاهی کامل درباره امری است که می‌ خواهیم آن را انجام دهیم یا ترک کنیم. اگر پیش از اراده کردن، به خوبی جوانب کار را بسنجیم و آثار و پیامدهای مثبت آن را به خوبی درک کنیم – چون فطرتاً منفعت طلب هستیم- ناخودآگاه برای کسب آن آثار و پیامدها، اراده انجام آن کار در ما پدید می‌ آید.

مولای متقیان حضرت علی علیه‌السلام می ‌فرماید: «در امور تحقیق کن، تا تمام جوانب آن برای تو روشن شود و هنگامی که امر برای تو واضح شد، انجام آن کار را اراده بکن.» و در روایت دیگری می‌فرماید: «تا زمانی که از مفید بودن کاری اطلاع کافی پیدا نکرده‌ای، انجام آن کار را اراده نکن».

بسیاری اوقات علت تهییج نشدن اراده ما به طرف انجام کار این است که آثار و نتایج فراوان آن را نمی ‌دانیم یا اطلاع کافی و کاملی نداریم و با کم‌ترین اطلاعات انجام آن را اراده می‌کنیم؛ ولی وقتی با سختی‌ های آن رو به رو می ‌شویم در انجام آن سستی می ‌کنیم؛‌ از این رو هم قبل از عمل باید آگاهی کامل را کسب کنیم و هم در طول انجام آن، باید اطلاعات قبلی را با خود مرور و تداعی و آن را تکمیل کنیم.

در همین راستا از امیر مؤمنان علی علیه‌السلام حکایت شده است: «من الحزم قوه العزم» قوت اراده‌ها از دوراندیشی در کارها نشأت می‌گیرد.

خودباوری و اعتماد به نفس

یکی از عوامل ضعف اراده، ضعیف و ناتوان پنداشتن خود و کارها را بزرگ‌ تر از خود دانستن است. هرچه انسان توانایی‌ها و استعدادهای خود را بهتر بشناسد و بهتر معنای خلیفه الله بودن خود را درک کند، احساس قدرت بیشتری می‌ کند و خود را برای اراده کردن امور بزرگ آماده ‌تر می ‌بیند.

مثبت اندیشی

یکی از موانع شکل ‌گیری اراده‌ های بزرگ، روحیه یأس و ناامیدی و توجه بیش از حد به مشکلات و کم ‌توجهی به داشته‌ ها و توانایی‌ ها است، خداوند با قدرت بی ‌انتهای خود، فرموده است: «هر کس بر من توکل کند، او را کفایت می ‌کنم.»

 و نیز: «ما انسان‌ ها را در رسیدن به مقاصد خود یاری می‌کنیم»، همچنین فرموده است: «من نزد گمان بنده مؤمن به خود هستم، اگر او به من خوش گمان باشد که کمکش می‌کنم؛ پس یاری‌اش می‌کنم و اگر او گمانش این باشد که کمکش نمی‌کنم، پس من هم او را رها می‌کنم.»

با وجود قدرت و لطف بی‌منتهای خداوند و حقایقی که عرض شد، جا دارد انسان‌ها عینک سیاه به چشم نزنند و به موفقیت خود امیدوار باشند و خداوند و همه خلقت را پشتیبان خود بدانند

ب. راهکارهای رفتاری و عملی تقویت اراده

هدف ‌داری و برنامه ‌ریزی برای آن

برای تقویت اراده، باید در زندگی خود هدف داشته باشیم و برای رسیدن به آن برنامه‌ریزی کنیم. انسان بدون هدف، دچار هرج و مرج و پوچی می‌شود. هدف، باعث تحریک قوا و تهییج انسان می‌شود و به رفتار شخص، جهت و نیرو می‌دهد، هر چه اهداف بلندتر و متعالی‌تر باشد، در شخصیت انسان، بهتر تأثیر می‌گذارد؛ از این رو اولاً هدف کلی خلقت خود را خوب بشناسید و هر روز و هر شب حرکت‌های خود را با آن هدف بسنجید و هر روز مقدار راه باقی ‌مانده را بررسی کنید. همین که انسان بداند هدف بسیار مقدس و بلند و ارزشمندی دارد، خود به خود برای انجام کارهای بزرگ تحریک می‌ شود.

ثانیاً برای زندگی خود، اهداف کوتاه‌ مدت، متوسط و بلند مدت تعریف کنید. برای هر سال و هر ماه و هر هفته و هر روز خود هدف داشته باشید و برای رسیدن به آن‌ها برنامه ‌ریزی کنید که در تقویت اراده تأثیر بسزایی دارد.

 


راهکارهای تقویت اراده از منظر روایات

انسانیت انسان به آن است که دارای اراده قوی باشد و با این اراده قوی از اسارت‌های بیرونی و درونی مثل شهوات و غرایز آزاد شود، چرا که تنها با اراده قوی است که انسان به مدارج عالی و کمالات بلند می‌رسد.

راهکارهای تقویت اراده از منظر روایات

اراده در ساختار وجود و شخصیت انسان، جایگاه اساسی و مهمی دارد. انسانیت انسان به آن است که دارای اراده قوی باشد و با این اراده قوی از اسارت‌های بیرونی و درونی مثل شهوات و غرایز آزاد شود و بتواند کاری را که درست تشخیص داد، انجام دهد. اراده ضعیف انسان سبب می‌شود بدون هرگونه تعقل و سنجش، تابع غرایز و امیال و اسیر چنگال جاذبه‌های بیرونی شود.

تنها با اراده قوی است که انسان به مدارج عالی و کمالات بلند می‌رسد. اراده قوی، همه کمبودها و نارسایی‌ها و ضعف‌ها را جبران می‌کند. چه بسا اراده‌های قوی که جسم‌های ناتوان و ضعیف را هم به دنبال خود کشانده و به مقصد می‌رساند. روح و نفس الهی آن قدر می‌تواند قوی و متعالی باشد که با اراده خود کارهای خدایی و غیر قابل تصور بکند؛ مانند جا به جا کردن تخت عظیم ملکه سبا توسط یکی از اصحاب حضرت سلیمان از کشوری به کشور دیگر، آن هم در یک چشم به هم زدن، این اراده‌های قوی همان جلوه‌های خلیفه الله بودن انسان است. همان‌طور که خداوند هرگاه چیزی را اراده کند، به او می‌گوید: «باش» و آن چیز محقق می‌شود، آدمی هم که خلیفه او است می‌تواند اراده الهی خود را آن قدر تقویت کند که به اذن او به هر چیزی بگوید: «کن» فیکون باش، پس باشد.

راهکار رسیدن به اراده قوی

با نظر به آیات و روایات به دو دسته راهکار بر می‌خوریم

الف. راهکارهای شناختی و معرفتی تقویت اراده

هستی شناسی و خودشناسی

هرچه شناخت انسان از جهانی که از آن آمده و دنیایی که در آن زندگی می‌کند و آخرتش که به آن پا می‌گذارد، بیشتر باشد و بزرگی هدف آفرینشش را بیشتر بشناسد، قدر خود را بهتر دانسته و اراده قوی‌تری خواهد داشت.

امیر مؤمنان حضرت علی علیه‌السلام با بیانی کوتاه به همین نکته بزرگ چنین اشاره می‌کند: «علی قدر الرأی تکون العزیمه»؛ «اراده و عزیمت در کارها، به اندازه شناخت و تفکر افراد است.»

معمولاً اراده کسانی که اسیر شهواتند، قدرت مقابله با آن جاذبه‌ها را ندارد. چنین افرادی به عظمت و بزرگی خود و قابلیت‌های خویش پی نبرده و شناخت کافی را ندارند و به همین دلیل خود را خیلی ارزان می‌فروشند؛ بنابراین نخستین توصیه ما این است که سعی کنید با مطالعه بیشتر، به شناخت کافی از دنیا و آخرت و هدف خلقت انسان و عظمت و بزرگی آن پی ببرید، آن‌گاه یک نیروی جدید به نام کرامت نفس در شما تولید می‌شود و در پی آن، دیگر شهوت‌ها و جاذبه‌ها حقیر می‌شوند؛ چرا که امیر علم حضرت علی علیه‌السلام فرمود: «من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته»؛ «هر کس خود را ارزشمند شمارد، خواهش‌های نفسانی‌اش نزد وی خوار و بی‌ارزش شوند.»

اگر انسان، خود را به درستی بشناسد و بداند عمری محدود و اهداف بلند و وظایف بسیاری دارد، آن‌گاه برای انجام کارهای لازم، سر از پا نمی‌شناسد و از هر گونه تنبلی، سستی و اتلاف وقت پرهیز می‌کند؛ همانطور که امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید: «تو چند صباحی بیش نیستی، هر روزی که بر تو می‌گذرد، بخشی از تو را می‌برد».

 

برای هستی شناسی و خودشناسی بهتر، مطالعه کتاب‌های زیر را پیشنهاد می‌کنیم.

خودشناسی برای خودسازی .آیت الله مصباح یزدی

انسان در قرآن .آیت الله جوادی آملی

گوهر وقت. حسن مطلبی

 


راه های تقویت اراده (قسمت دوم):

۱ – پیش از انجام هر کارى به جنبه ‏ها و آثار مثبت و منفى آن توجه کنید، زیرا با آگاهى از زیان‏ ها یا منافع کارى، انگیزه براى ترک یا انجام کار بیشتر مى‏ شود و به طور طبیعى اراده قوى مى‏ گردد.

۲ – همواره سعى کنید با خواسته‏هاى نفسانى و عادت‏هاى ناپسند مبارزه کنید. در این رابطه به یک نمونه اشاره می کنیم:

روزى شهید محراب آیت اللَّه مدنى به خادمش گفت: هوس کباب کرده ‏ام، مى‏ توانى چلوکباب تهیه کنى؟ البته سعى کن از جایى بخرى که تمیز و غذایش خوشمزه و لذیذ باشد.

خادم مى‏ گوید: من که هیچ وقت ندیده بودم آقا غیر از نان و گوجه یا پنیر و چاى شیرین غذاى دیگرى بخورد، با شوق و عجله گفتم: الان آماده مى‏کنم.

زود حرکت کردم تا آقا از تصمیم خود برنگردد. هنگام حرکت به من فرمود: موقع آمدن، غذا را در چیزى بپیچ تا دیگران متوجه نشوند. گفتم: به چشم!

حرکت کردم. از رستورانى که آشنا بود، غذا تهیه کردم و با اشتیاق فراوان در حالى که آن را مخفى کرده بودم، به منزل برگشتم. سفره‏ اى در اتاق آقا پهن کردم و غذا را روى سفره گذاشتم. عرض کردم: آقا! سفره آماده است. تا غذا سرد نشده بفرمایید.

فرمود: شما تشریف ببرید بیرون، بعد از نیم (یا یک) ساعت بیایید، ظرف و سفره را جمع کنید.

زمان مقرر به اتاق برگشتم، اما با شگفتى و ناراحتى متوجه شدم آقا غذا را میل نکرده ‏اند، پیش خود خیال کردم لابد چیزى در غذا دیده یا باب میلش نبوده که نخورده ‏اند. پرسیدم: غذا باب میل شما نبود؟! فرمود: غذا باب میل بود و هیچ مشکلى نداشت.

گفتم: پس چرا تناول نفرمودید؟

گفت: از اول هم بناى خوردن نداشتم. چند روزى بود این نَفس، هواى چلوکباب کرده بود. مى‏ خواستم او را ادب کنم و به او بفهمانم اگر بخواهم مى ‏توانم فراهم کنم، اما این کار را نمى‏ کنم. خواستم غذا را جلوى چشم نفس قرار دهم، تا آن را ببیند و عطر آن را استشمام کند، وقتى به او ندادم، دیگر چنین هوسى نکند.

۳ – خود را به انجام وظایف و تکالیف دینى مقید نمایید، همواره سعى کنید نماز خود را اول وقت بخوانید، حتى اگر مشغول نوشتن مطالبى باشید که فقط چند سطر یا کلمه ‏اى از آن باقى مانده باشد، آن را رها کنید و خواسته و میل درونى خود را فداى اراده انسانى خود سازید، انجام تکالیف و عباداتى هم چون نماز در اول وقت و روزه و حج و جهاد و صدقه و انفال مالى، باعث تقویت اراده مى‏ گردند.

۴ – همواره در مقابل سختى ‏ها و ناملایمات زندگى (کار و تحصیل و غیره) بردبار باشید و استقامت به خرج دهید.

۵ – سعى کنید هر روز، در وقت معینى مثلاً صبح‏ها، دقایقى را به ورزش و نرمش اختصاص دهید.

۶ – نفس انسان، مخصوصا جوانان به خواب بعد از اذان صبح تمایل دارد، جهت تقویت اراه با این میل نفسانى مبارزه کنید.

۷ – پیوسته به خود تلقین کن که من اراده ‏اى قوى دارم و توان مبارزه با خواسته‏ هاى نفسانى خویش و هم چنین غلبه بر مشکلات و مصائب را دارد. از شکست خوردن نمى‏ هراسم. اگر موفق نشدم، با کسب تجربه و انرژى و نشاط بیشتر مجددا اقدام مى‏ کنم تا به هدف و مقصد خود برسم. من توانایى رسیدن به هدف و برطرف کردن موانع و مشکلات را دارم.

۸ – کارى را که شروع کردید، با حوصله و دقت به پایان برسانید و از رها کردن یا سر هم بندى آن بپرهیزید.

۹ – با رعایت بند اول این توصیه و مشورت با دیگران در تصمیم‏ گیرى‏ ها سرعت عمل داشته باشد. از وسواس و دودلى و امروز و فردا کردن دورى کنید.

۱۰ – فکر خود را هم زمان به چند کار مشغول نکنید. سعى کنید همواره توجه شما به یک کار معطوف گردد.

۱۱ – تدبیر، نظم و انظباط را در همه امور زندگى خود جارى سازید. با برنامه ریزى دقیق و منطقى، کارهاى خود را پیش ببرید. در برنامه‏ ریزى جایى براى انعطاف و جایگزین کردن امور غیر قابل پیش بینى بگذارید.

زمان غذا خوردن، استراحت و خوابیدن، مطالعه و تفریح نمودن روى برنامه باشد. تجربه نشان داده افرادى که کتاب، لباس یا وسایل شخصى خود را در جاى منظمى نمى‏ گذارند بلکه هر جا که خواستند مى‏ اندازند یا به وضع لباس و کفش و ظاهر خود توجه ندارند، به تدریج در عرصه‏ هاى مهم زندگى نمى‏ توانند تصمین جدى بگیرند، اگر چنین وصفى در شما است، آن را تغییر دهید.

۱۲- سعى کنید در همه کارها به ویژه امور تحصیلى، تمرکز حواس پیدا کنید و از طریق تمرکز حواس، اراده خود را تقویت نمایید.

  1. از خدای متعال همواره کمک بگیرید و توسل به اهل بیت(ع) داشته باشید تا موفق ترین باشید.

راه های تقویت اراده (قسمت اول)

 

در تقویت اراده عوامل متعدّدى تأثیر گذار هستند که باید رعایت شده و با عواملى که موجب ضعف اراده مى ‏شود مبارزه گردد:
۱- اصل مقاومت:
اولین اصلى که باید رعایت شود، اصل مقاومت است که روان شناسان از آن به عنوان “اصل تسلیم ناپذیرى” یاد مى‏ کنند. معناى اصل مقاومت آن است که انسان در برابر شکست ‏ها و ناکامى ‏ها مقاومت کند؛ زیرا برخى از شکست ها زمینه پیروزى‏ هاى بزرگ را فراهم مى‏کند. یکى از نویسندگان مى‏ نویسد: “هرگاه برایتان مسئله ‏اى پیش ‏آید که به نظر بسیار مشکل، نا امید کننده و غیر قابل حل مى رسد، آنچه شما را تا حصول پیروزى یارى خواهد کرد، اصل “تسلیم ناپذیرى” است

۲- امید داشتن:
دومین اصلى که نقش بنیادى در تقویت اراده دارد، امیدوارى است. انسان باید در زندگى با امید زندگى نماید. یأس و نا امیدى انسان را از رسیدن به هدف باز داشته و روند زندگى را دچار مشکل مى ‏کند. آن دسته از بزرگان که قله‏ هاى  موفقیت را کسب نمودند، امید به زندگى داشتند. از سوى دیگر برخى که در زندگى موفق نبودند، معمولاً نا امید بوده و یأس در زندگى آن‏ها  حکومت مى ‏کرده است. “فیلس سیمولک” مى‏نویسد: “به کار بردن و نگارش کلمات منفى، ویرانگر و مخرّب است. این کلمات قفل  هایى هستند که بر درهاى  ورودىِ هر راه  حلى زده مى ‏شود تا ما را براى شکست آماده  کند. بر عکس کلمه “آرى” هیجان مى‏آورد و تحرک مى  ‏بخشد…”
۳- مبارزه با عادت ناپسند:
یکى از عوامل مهم تقویت اراده، مبارزه با عادت‏هاى بد و ناپسند است؛ از این رو باید سعى شود با هواهاى نفسانى (که انسان را به اعمال ناپسند مى ‏کشاند) مبارزه شده و از عادات ناپسند جلوگیرى گردد.
“ویلیام جیمز” روان‏شناس معروف مى‏گوید: “یک نه گفتن به عادت بد موجب مى‏شود شخص براى مدّتى تجدید قوا کند و بدین وسیله ضعف اراده خود را به تدریج بر طرف سازد”
در اسلام نیز به مبارزه علیه هواهاى نفسانى که زمینه ‏هاى عادت بد را فراهم مى‏ کند پیامبر اسلام (ص) می فرماید:”الشّدید من غلب نفسه
کسى قوى و با اراده است که بر هواى نفس خود چیره شود”.
۴ -تلقین به داشتن اراده قوى‏:
یکى از عوامل مهم تقویت اراده، تلقین کردن است که انسان اراده قوى دارد. انسان باید این گونه باور داشته باشد که “من مى ‏توانم بر مشکلات پیروز شوم. من مى‏ توانم در امتحان موفق شوم. من اراده قوى و پولادین دارم”.
در این خصوص سخنى از ناپلئون شنیدنى است: “باید کلمه “نمى ‏شود” از قاموس زندگى و از لغت محو گردد و از شنیدن واژه‏هاى “نمى‏ شود، نمى  ‏توانم و نمى  ‏دانستم” (نباید استفاده کرد)…”
۵- داشتن هدف روشن:
متأسفانه آن عدّه که دچار ضعف اراده مى‏شوند و از فعالیت‏هاى موفقیّت‏ آمیز دست بر مى ‏دارند، آنانى هستند که هدف معیّن و تعریف شده ندارند. اینان فعالیت‏هاى خویش را نیمه کاره رها مى ‏کنند. براى تقویت اراده باید اهداف معیّن داشت.
۶- تمرین تمرکز حواس:
تمرین تمرکز حواس یکى از راه‏هاى تقویت اراده است. براى تمرکز حواس باید نظم و انضباط در همه امور زندگى ایجاد کرده و با برنامه ریزى فعالیت‏ هاى خویش را پیش برد.

۷- انجام وظایف الهى

یکى از عوامل مهم تقویت اراده، انجام وظایف الهى و حاضر دانستن خداوند در همه صحنه‏ هاى زندگى است. نماز را اوّل وقت خواندن، مقررّات الهى را رعایت نمودن، اجتناب از گناه، هر کدام مهم‏ترین عامل تقویت اراده به شمار مى‏ آید. کسى که روزه مى ‏گیرد؛ در واقع با تمام هوس‏ها و رذایل اخلاقى مبارزه مى‏ کند. کسى که به عبادت خداوند مى‏ پردازد، آرامش روانى پیدا مى ‏کند. آرامش روانى مؤثرترین عامل تقویت اراده است. یکى از بزرگان مى ‏گوید: “خداوند بزرگترین گنج آرامش من است. من دیگر شتاب نخواهم کرد. او به من فرمان داده است که گاهى بایستم و آرام باشم…”.
۸- اعتماد به نفس:
خودباورى و اعتماد به نفس نیز عامل مهم تقویت اراده است. اگر انسان استعداد و قابلیت‏ هاى خویش را بشناسد و باور کند که توان انجام خیلى از چیزها را دارد، در تصمیم‏ گیرى خویش دچار مشکل نمى ‏شود.
۹- بهره‏ گیرى از سرگذشت انسان‏هاى با اراده:
خواندن سرگذشت انسان‏هاى با اراده، عامل تعیین کننده‏اى در تقویت اراده است.
خواندن زندگى نامه انسان‏هاى با اراده موجب مى‏ شود که انسان در برابر عواملى که موجب ضعف اراده مى‏ شود، مقاومت نموده و عوامل تقویت اراده را تجربه کند، مثلاً یکى از عوامل موفقیت “پشتکار” است.
علامه امینى (ره) صاحب کتاب ارزشمند الغدیر جهت تدوین این کتاب به کشورهاى مختلف سفر کرد. یکى از سفرهاى وى به هندوستان حدود شش ماه طول کشید. پس از بازگشت از هند پرسیدند: هواى هندوستان چگونه بود؟ وى پس از اندکى تفکر پاسخ داد: من به دلیل این که همواره سرگرم مطالعه بودم، نفهمیدم هواى آن جا در این مدّت چگونه بود!
مفسر کبیر قرآن، علامه طباطبایى، نمونه‏ اى از افراد با اراده و مصمم است. او در پنج سالگى مادر و در نه سالگى، پدرشان را از دست مى‏دهند و ممرّ معاش ایشان و برادرشان از کودکى، منحصر به زمین زراعتى در قریه شادآباد تبریز بوده است.
علامه طباطبایى به علت تنگ دستى ناچار مى‏ شود از نجف اشرف دوباره به ایران مراجعت نمایند و ده سال در همان قریه به کشاورزى اشتغال ورزند.

 با این وصف ایشان با تلاش پیگیر و مجاهدت مستمر توانست تفسیرى به رشته تحریر درآورد که به جامعیت آن، تفسیرى یافت نمى شود.
در کتاب رمز پیروزى مردان بزرگ از آیت‏ الله  جعفر سبحانى و سیماى فرزانگان از رضا مختارى داستان‏هاى زیادى از بزرگان نقل شده است.


 سبک زندگی ایرانی اسلامی چگونه است؟ (بخش چهارم)

پیشنهاد : توجه به نسبت چهارگانه زندگی براساس فرهنگ خودمان

نیاز، آرامش، آسایش و سعادت چهار محور اصلی توجه به نوع استفاده از یک نوع کالا در هر فرهنگی است. نیاز برگرفته از یک غریزه انسانی است که در نهاد بشر نهاده شده و شامل نیاز به خوردن، آشامیدن و نیاز به داشتن چیزهای مختلف که به همراه آن جهت رفع این نیاز آرامش و آسایش قابل طرح است. آرامش بعد روانی رفع نیاز و آسایش بعد جسمانی در جهت مصرف کالایی خاص می باشد.

نهایت اینکه سعادت هنگامی طرح می­شود که رفع نیاز زمینه برآوردن سعادتی خاص را برای بشر و انسان امروز فراهم سازد. در برخی از فرهنگ ها سعادت همان کسب بالاترین لذت و کامجویی است ودر برخی فرهنگ ها معنای دیگر و اخروی پیدا می کند.

ما باید سبک زندگی را با شرایط امروز تعریف کنیم. تعریفی که با استناد به معارف ناب آسمانی تضمین کننده سعادت دنیوی و اخروی باشد و از سویی نسبت آرامش و آسایش را هم به هم نریزد و نیاز کاذب ایجاد نکند و نیازهای واقعی را برآورده سازد.

باز تعریف سبک زندگی امروز، گذران زندگی را آسان تر خواهد کرد و نظام آموزشی ما را کار آمد خواهد ساخت. هدف از زندگی و دانش اندوزی را روشن خواهد ساخت و هیچ کس کار بیهوده و رنج بی گنج نخواهد داشت

ترویج و آموزش سبک زندگی ایرانی اسلامی

این نوع سبک زندگی ،می بایست متاثر از آموخته های دینی خود ما باشد که می­توان در قالب حیات طیبه اسلامی آن را طرح کرد. هدف بحث و بررسی پیرامون سبک زندگی ایرانی اسلامی توجه به الگوهای صحیح زندگی و –کشف هویت تاریخی است.

معرفتی عمیق در استفاده از کالاهای مدرن امروزی و داشتن دین عقلانی به نام اسلام در سبک زندگی ایرانیان و همچنین برای غالب کشورهای اسلامی. متاسفانه ما نه این هستیم و نه آن و نه به دنبال این هستیم که بفهمیم که کدام هستیم.

تعیین نسبت ایرانی بودن و اسلامی بودن، مفهوم این سرفصل در یک جمله ایران آن است که تاریخ و تمدن ایرانی یک بستر مناسب است که ما با مبنای شریعت به شعار «نه شرقی، نه غربی؛ جمهوری اسلامی»، جامه عمل بپوشانیم و حرفی نو بزنیم که البته فقط شعار نباشد و به گونه ای عمل کنیم که در شرق و غرب بی نظیر باشد و البته عقلانی تر .

همچنین یافتن یک نقطه شروع جهت تغییر سبک نسبتا غربی کنونی ، خصوصا برای ایران و سپس کشورهای اسلامی الزامی است.

ضرورت مطالعات بین رشته ای در بررسی سبک زندگی

روانشناسان غربی بسیار زودتر از ما ایرانیان، نیاز به مطالعه بین‌رشته‌ای را تشخیص دادند. ما به عنوان بعد دینی، بین‌رشته‌ای بودن را تأکید می‌کنیم که یک بعد آن مطالعه قرآنی وجود داشته باشد، بنابراین پرداختن به مطالعه بین‌رشته‌ای ضرورت دارد و ما باید مطالعات خود را بر اساس قرآن و دین شروع کنیم و به مطالعه بین‌رشته‌ای قرآن و علوم روز روی آوریم.


سبک زندگی ایرانی اسلامی چگونه است؟ (بخش سوم)

نقد سبک زندگی کنونی

انسان نیازهایی دارد و این نیازها را به گونه ای برآورده می کند و در این میان به آسایش و آرامش نسبی دست می یابد. البته در نگاه دینی، که مبتنی بر شناختی آسمانی و بی خطا از انسان و جهان است، دنیا گذرگاهی آزمودنی و رنج آلود است و همین نگاه است که به ما می آموزد نیازها در حد کمال برآورده نخواهد شد و آسایش و آرامش مطلق نخواهد بود پس مسابقه برای سود بیشتر و رفاه از همان آغاز محکوم به شکست است.

نیازهای واقعی انسان برای کارکرد دیگری در نهاد بشری تعبیه شده و برآوردن این نیازها هم روش های خود را دارد. به انسان، عقل هدیه شده تا نیازهایش را خود برطرف کند اما همین عقل می تواند به خطا کشیده شود و به جای برطرف کردن نیازهای واقعی، نیازهای کاذبی را تولید کند و برای برطرف کردن این عطش کاذب، نمک را در قالب آب ارایه کند!

به نظر می رسد که عطش ما برای خریدن آخرین مدل ها چیست؟ هزینه ای که برای گوشی همراهمان پرداخت می کنیم پاسخ به کدام خواسته واقعی و طبیعی ماست؟

مشکل این است که عقل و علم در راستای جهان بینی منطبق با هدف هوشمندانه جهان پیش روی ما ، به کار گرفته نمی شوند و ما در مسیری افتاده ایم که برای خرید آسایش بیشتر، آرامش را می فروشیم و به جای پاسخ دادن به نیازهای طبیعی و واقعی، نیازهای کاذب و سراب تولید می کنیم.

با مطالعه سبک زندگی امروز و مقایسه با سبک زندگی دیروز متوجه می شویم سبک زندگی دیروز عیب و نقصی نداشت. رابطه همه گزاره ها در سبک زندگی دیروز هماهنگ و به اندازه بوده است . برای همین بسته به امکانات آن روز، آسایش و آرامش برقرار بود و نیازهای واقعی نیز از راه های طبیعی آن پاسخ داده می شد اما امروز سبک زندگی از تقارن و همگونی خارج شده است.

هیچ کس درپی بازگشت به گذشته نیست. کسی نمی خواهد بگوید گذشته بهتر بود. عقب گرد کار عاقلانه­ای نیست. اما باید علم و فن آوری را در راستای آموزه­های دینی خودمان بکار گیریم. ضعف­های خودمان را باید شناسایی کنیم.

متاسفانه امروز ابزارها بر ما حکومت می کنند. به جای استفاده درست از پول، پول را می پرستیم و به ابزارها سواری می دهیم. در سبک به هم ریخته زندگی امروز ما، سعادتی در میان نیست پول بیشتر برای خرید بت های تکنولوژی دیگر است.

قبله ما شرکت های بزرگ تولیدی خارجی هستند که با رسانه های خود ما ،نیازهای کاذب ایجاد می کنند. ما زندگی نمی کنیم . ما معتادیم. ما در پی افیونی هستیم که توهم رفاه را به ما تلقین می کند. رفاه بیشتر با رنج بیشتر.

وضعیت مصرف کالاهای خارجی پنج شرکت کره­ای را در ایران در نظر بگیرید که اقشار متوسط به بالای ما چقدر رقابت برای خرید همین کالاهای تولیدی آنها را دارند.

سامسونگ ،ال جی ، دوو ، کیا و هیوندایی پنج شرکتی هستند که کالاهای لوکس آنها از گوشی موبایل گرفته تا کلیه لوازم خانگی و خودروهای مدل بالا و اخیرا نیز از دیگر کالاهای مصرفی دیگر نیز توسط این شرکت ها تولید می شوند واز یک طرف میلیاردها به جیب کمپانی های خارجی می رود واز طرف دیگر با طراحی خاص خودشان نوع فرهنگ و ذائقه ما را به همراه کالاهای دیگر کشورها تعیین می کنند.

به عبارت دیگر ما تسلیم فرهنگ مصرف غربی شده ­ایم که در گام اول همگام با دیگر کشورها به مصرفی کردن دیگر کشورهای تولید کننده شرقی از چین تا کره کرده است که با استانداردهای غربی برای مصرف انسان شرقی کالا تولید می­کنند. نتیجه آن شدکه شکل زندگی غربی برهمه جوامع مشرق زمین – از هندو چین گرفته تا کشورهای اسلامی و افریقایی و امریکای لاتین – تحمیل شده است. چیزی که به نام الیناسیون فرهنگی در متون فرهنگی بحث های فراوانی شده است.

در جامعه ما نیز همه اقشار جامعه یه این محصول صنعت فرهنگ روی آورده اند . صنعت فرهنگ به گونه ای خاص توانسته است همه را تحت تاثیر خویش قرار دهد.

اقشار پایین جامعه نیز با وسع خودشان آرزوی مصر ف کالاهای همین شرکت ها را دارند . تازه شرکت های ما هم برای رفاه بیشتر چاره ای جز قدم گذاشتن در همین مسیر را ندارند.

 


سبک زندگی ایرانی اسلامی چگونه است؟ (بخش دوم)

مشکل در سبک زندگی است

«روزی با فَلَک کردن به ما می آموختند اما هر چه می آموختند برای رشدمان بود امروز لب تابمان در سر کلاس، پر است از هزار جذابیتی که برای فرار از درسهای کسل کننده و بی­کاربرد تدریس می شود. شیمی می­خوانیم چون باید بخوانیم و فیزیک درس می دهیم چون باید درس بدهیم. فیزیک و شیمی دیگر آیات خداشناسی نیستند. یک سری متن هستند که باید شب امتحان خواند و با تقلب پاس کرد و مدرک گرفت و همان را تدریس کرد و حقوق گرفت برای بدست آوردن امکانات مدرن.

۱۲ سال درس می‌خوانیم و نه از تاریخ عبرت می‌گیریم نه زبان دینمان رابلدیم نه قرآن خواندن و نه بازبان‌های روز دنیا آشنا می‌شویم و نه پیشرفتی می‌کنیم. اگر خوب درس بدهیم و بخوانیم یک حافظه خوب هستیم که واو به واو تکرار کرده ایم و اگر هوشمند باشیم ابتکار و تولیدی کرده ایم برای افزودن ابزار جدیدی در دنیای امروز.

روش زندگی در خانه و جامعه و نظام آموزش ما در گذشته و حال یعنی پیش و پس از پیشرفت های صنعتی دگرگون شده است و مابه ازای گزاره های نیاز ، برآورد، آسایش و آرامش، کم و زیاد شده است.

وضعیت سبک زندگی ایرانی اسلامی

سبک زندگی ایرانی اسلامی در هیچ جای کشور نه نوشته شده و نه هیچ دانشگاهی به تدریس آن می پردازد.

در جامعه امروز ما ، سبک زندگی ایرانی اسلامی که برگرفته از حیات طیبه اسلامی و مبتنی بر توجه به تولید و آسایش همراه با احسان به دیگران – از همسایه گرفته تا همنوع – ترویج هم نمی شود. همچنین می­توان گفت که منبع معتبری از سبک زندگی ایرانی اسلامی که هم بر الگوهای عملی توجه داشته باشد و هم مبانی نظری را موشکافانه طرح کرده باشد، موجود نیست.

حال رسانه چگونه می تواند به سبک زندگی ایرانی بپردازد در حالی که ما به ازای آن در جامعه کاری انجام نشده و حوزه­های علمیه ما هم به ابعاد اسلامی آن نپرداختند و دانشگاههای ما هم به شکل غربی و سبک زندگی مبتنی بر رفاه عام و آرامش و آسایش عمومی مبتنی بر مدرنیسم را پرداخته­اند. این نوع سبک زندگی ، مبتنی بر پیشرفت های صنعتی و الکترونیکی و ارتباطی در غرب است که در خود غرب هم فلسفه زندگی آنها را تغییر داده به نوعی که می توان گفت که بالارفتن سن ازدواج و عدم تمایل به داشتن همسر و از طرف دیگر گرایش به تنوع طلبی در همه امور از استفاده از وسایل مادی گرفته تا نوع گرایش به ارزش­های غیر مادی مبتنی بر سبک زندگی غربی است . به گونه ای که می توان گفت که مدرنیسم نه تنها به تغییرات در اشکال زندگی مادی آنها پرداخته حتی ذائقه فرهنگی آنها را تغییرداده و آنها در موسیقی ، در رفاه ، در نوع نگاه به دیگران نیز تفاوت های اساسی با انسان های شرقی پیدا کرده که ریشه در فسلفه آنها به زندگی دارد. نهایت آنکه انقلاب صنعتی و به تبع آن انقلاب در ارتباطات که عصر ارتباطات و اطلاعات را رقم زده است بسیاری از متغیرهای زندگی را تغییر داده و این تغییر باعث دستکاری نوع انسان شده است که سبک زندگی مدرن امروزی که انسان ها را کسل ، دلمرده و خودشیفته می سازد ، حاصل مصرف گرایی مدرن امروزی است که با اسلام تفاوت فاحش و مغایرت دارد.


سبک زندگی ایرانی اسلامی چگونه است؟ (بخش اول)

مفهوم سبک زندگی از زمره مفاهیمی است که در حوزه جامعه‌شناسی و مطالعات فرهنگی برای بیان پاره‌ای واقعیت‌های فرهنگی آن را مطرح و به کار می‌برند و دامنه به‌کارگیری آن در رسانه هم رواج زیادی یافته است

«سبک زندگی که شامل مجموعه رفتارها و الگوهای کنش‌ هر فرد که معطوف به ابعاد هنجاری و معنایی زندگی اجتماعی می ، باشد اطلاق می‌شود و نشان‌دهنده کم و کیف نظام باورها و کنش‌های فرد است. به عبارتی سبک زندگی بر ماهیت و محتوای خاص تعاملات و کنش‌های اشخاص در هر جامعه دلالت دارد و مبین اغراض، نیات، معانی و تفاسیر فرد در جریان عمل روزمره و زندگی روزانه است.»

سبک زندگی پایه و اساس فهم شرایط فرهنگی موجود و تحولات پیش رو در این حوزه تلقی می‌شود و نشان می‌دهد که در بطن ارزش‌های موجود در خرده‌نظام فرهنگی چه می‌­گذرد. در واقع با به‌کارگیری مفهوم سبک زندگی و تعمق در آن می‌توان از هنجارهای پنهان در اذهان، باورها و رفتارهای مردم یک جامعه، سر درآورد و از جهت‌گیری‌ها و الگوهای موجود یا در حال شکل‌گیری، تفسیر واقع‌بینانه‌ای ارایه کرد

آسیب شناسی سبک زندگی کنونی ما

مقایسه سبک زندگی امروزین ما با گذشته با تاکید بر دو محور امکانات زندگی و روش­های آموزشی تفاوت بسیار کرده و آسایش و آرامش و نیاز مبتنی بر این نوع سبک زندگی ما بیشتر غربی و برگرفته از فرهنگ غربی است که در رسانه ها تبلیغ می شود

سبک زندگی، زاویه نگاه ما را تغییر داده است در این نوع سبک زندگی ، نیازهای ما پابرجاست منتهی به ولع تبدیل شده است . در این سبک ، نیاز به خوردن و آشامیدن هست ، منتهی غذا ها زود پخته می شود، زود خورده می شوند و پشت میز و فرمان اتومبیل مصر ف می شود و نهایت اینکه ، چاق می شویم .همچون یک سیب زمینی ، تماشاگر فیلم های تلویزیونی هستیم که انواع مانکن ها را در قالب هنرپیشه نشانمان می دهند و دستور می دهند که لاغر شویم و بازهم خرج کنیم تا چربی های انباشته را با آن همه هزینه که پرداخته ایم، آب کنیم

مشکل چیست؟ آیا مشکل مدرنیته است؟ یا ما نتوانسته­ایم مدرنیته را متناسب با سبک زندگی خودمان تعریف کنیم. نهایت امر همچون سرمایه­داران عربی می شویم که بخاطر کنارگذاشتن سبک زندگی سنتی خودشان از انواع بیماری روانی و جسمانی رنج می برند . انواع غذاهای فست فود مصرف می کنند و ساعت­ها پای تلویزیون خویش نشسته و مراسم سنتی و شوهای عربی خویش را تماشا می کنند و وضعیتی پیدا می کنند که کارگر از دیگر کشورهای خارجی بیاید که برای آنها کار انجام دهد

این نوع سبک زندگی هم اکنون در مدارس ما در دانشگاههای ما و در محیطهای کاری ما نیز وجود دارد و مشکلات محیطهای کارگری و کارمندی ما به گونه­ای است که در سالهای آتی می­بایست کارگران فیلیپینی ، هندی و برزیلی هم به کارگران کنونی افغانی اضافه شده تا بتوانند برای ما نظافت کنند یا گله­داری کرده و یا به تمیزی شهر ما بپردازند…

 


مصادیق سبک زندگی اسلامی در سیره ائمه اطهار علیهم السلام

چرایی پرداختن به سبک زندگی اهل بیت (ع)

هجمه عظیمی توسط رسانه های مختلف غربی به ابعاد مختلف سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی ما صورت گرفته است. پادزهر اصلی مقابله با این هجمه، احیا و روزآمد کردن و ترویج سبک زندگی اهل بیت (ع) است.

البته این هجمه اختصاص به سبک زندگی ایرانی و اسلامی ما ندارد، بلکه همه دنیا از آن ناراضی اند و حتی اروپائیان هم از اینکه سبک زندگی آمریکایی در کشورشان رواج پیدا می کند و هویت بومی و ملی شان را از بین می برد، ناراحتند. ولی کشور ما در نوک این حملات قرار دارد. هزاران شبکه ماهواره ای در کشور ما قابل دریافتند؛ هرچند همه به قصد ضربه زدن به سبک زندگی ما راه اندازی نشدند، ولی طبق برخی از آمار دو یا سه هزار شبکه ماهواره ای به طور قطع در کشور ما قابل دریافت است و اغلب اینها به زبان فارسی نیستند و عموم مردم ما نمی فهمند که اینها چه می گویند؛ اما از طریق کارکردی که اغلب اینها دارند، می توان فهمید که دگرگون کردن سبک زندگی جامعه مخاطبانشان را در دستور کار خود دارند.

به عنوان مثال: پخش موسیقی، آموزش رقص، نمایش مد و مدل، طراحی و دکوراسیون خانه و … هنرهایی هستند که بدون اینکه حرفی بزنند و یا نیاز به فهم زبان باشد، منتقل می شود که همه از مصادیق سبک زندگی هستند.

بنابراین، یکی از مهم ترین پادزهرهای مقابله با این هجمه، احیا و روزآمد کردن و ترویج سبک زندگی اهل بیت (ع) است. با توجه به اینکه ذهن و زبان مردم کشورها اهل بیتی است اگر سبک زندگی و رفتار آنها را اهل بیتی و روزآمد کنیم، بهترین پادزهر در راه مقابله با اینها و ترویج سبک زندگی اهل بیت در سراسر دنیا خواهد بود

انقلاب اسلامی که با تأسی از فرهنگ اهل بیت به پیروزی رسید و به حیات خویش ادامه می دهد، مدعی پایه گذاری تمدنی جدید در عالم اسلام و گشایش درهایی جدید برای بشریت است. سالم ترین، زیباترین و ملموس ترین شیوه تمدن اسلامی، شیوه زندگی اسلامی است که در سخن و سیره اهل بیت (ع) عرضه شده است.

به تعبیر مقام معظم رهبری، این تمدن نرم افزاری می خواهد تا مردم محصولش را ببینند. لذا اگر صرفاً به اعتقادات و ارزش ها و سخنانی که از اهل بیت منتقل شده اکتفا کنیم و به تعبیر دیگر، فقط آموزه های دینی را تبلیغ کنیم ممکن است برای قشر محدودی از افراد در دنیا و در جامعه مان که دغدغه های اندیشه ای و معرفتی دارند جذابیت داشته باشد، ولی انگشت شمار و محدودند؛ اما زمانی این تمدن برای عموم مردم جامعه خودمان (یعنی همین حوزه تمدنی خاص اسلامی ـ ایرانی) و برای ملت های مختلف دنیا، جذابیت دارد و قدرت عرض اندام در مقابل سایر تمدن ها را خواهند داشت که محصول و میوه تمدنی را بچشند و ببیند و به صورت ملموس احساس کنند.

کارشناسان معتقدند که طریقه سبک زندگی، بُعد بیان گرایانه و نمایش گرایانه دارد و هویت باطنی و درونی جامعه را نمایش می دهد. ارزش ها و باورها دیدنی نیستند. زمانی می توان درون ملکات نفسانی را دید که به سبک و شیوه زندگی تبدیل شود و قابل عرضه و ارزیابی باشد. اگر این میوه تمدن اسلامی که در سخن و سیره اهل بیت عرضه شده به صورت روزآمد باشد شیرین ترین و جذاب ترین میوه ای است که می تواند برای بشریت عرضه شود.

پرینت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *