روح خدا به خدا پیوست

شامگاه ۱۳ خرداد ۱۳۶۸ بود و ساعت ۲۲:۲۰ دقیقه را نشان می داد که قلب مردی بزرگ و انسانی پرهیزکار از تپش ایستاد تا جهانی در عزای بزرگ معمار انقلاب اسلامی به سوگ بنشیند.

در نیمه های خرداد آن سال، انسانی از دنیا رفت که امید مستضعفان جهان و کابوس مستکبران بود، شخصیتی که نه تنها هرگز سر تسلیم مقابل قدرت ها فرود نیاورد بلکه آن ها را به تعظیم و کرنش هم وادار کرد.

عشق به خمینی را باید عشق به همه خوبی ها دانست و بدون شک این انقلاب بی نام امام راحل در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست، این روزها هر عاشق و دلداده ای خود را به حرمش رسانده تا بار دیگر با آرمان های آن بزرگ مرد تاریخ بیعت کند.

امروز پس از گذشت ۳۱ سال از ارتحال جانسوز پیر خمین، هنوز داغش شراره بر دل ها می زند تا جان های عاشق، بی قرار وصالش باشند و دلخوش به جانشینش که امروز به عمود خیمه انقلاب تبدیل شده است.

** امام راحل ابهت شرق و غرب را در هم شکست

ایشان ابهت شرق و غرب را در هم شکست و اسلام واقعی را به ایران آورد.امام راحل توانستند بر بسیاری از عقاید باطل خط بطلان بکشد، شکست دادن نظام سرمایه داری و ساقط کردن رژیم پهلوی تنها از عهده شخصیتی چون امام خمینی(ره) برمی آمد.

در روزگاری که خیلی ها حتی جرات صحبت کردن علیه رژیم ستمشاهی را نداشتند، امام بزرگوار امت به مخالفت با آنها پرداخت و آنقدر بر هدف خود پافشاری کرد تا سرانجام پیروز شد.

یکی از دلایل محبوبیت بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی، مردمداری ایشان و رفع نیاز افراد محتاج و ضعیف بود و همواره بر رسیدگی به مستمندان تاکید داشتند.

امروز محبوبیت امام خمینی(ره) مرزها را در نوردیده و انسان های آزادیخواه وی را الگو و سرمشق خود قرار داده اند.

* امام راحل ذخیره الهی برای مردم ایران بود

امام راحل را ذخیره الهی برای مردم ایران بود و تنها چنین شخصی بزرگ و بی همتایی قادر بود تا مردم را از زیر چنگال ستم رژیم ستمشاهی نجات بخشد.

رهبر معظم انقلاب در یکی از بیاناتشان در خصوص امام راحل می فرمایند که ایشان حسنه روزگار بودند که امروز انقلاب اسلامی ما بدون نامشان در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست.

بدون شک امام خمینی (ره) فقیهی بزرگ، محدثی عالی مقام و فیلسوف و عارفی گرانمایه بود که همه خصوصیات نیک بشری در ایشان جمع شده بود تا تبدیل به یکی از بزرگترین شخصی های زمان خود در عالم هستی شود.

امام راحل با توسل به خداوند متعال و با پشتیبانی مردم توانستند کشتی انقلاب را در آن شرایط سخت به ساحل نجات رسانده و بساط ظلم و تزویر را برای همیشه از این کشور اسلامی جمع کنند.

یکی از رموز محبویت کم نظیر امام خمینی(ره) در میان جهانیان، پیمودن راه پیامبران و ائمه اطهار (ع) بود و خدمات شایسته ای که رهبر فقید انقلاب به بشریت کردند هرگز در تاریخ محو نخواهد شد.

امام راحل همواره بر حفظ ولایت فقیه، خدمت به مردم و رسیدگی به نیازمندان و همچنین مبارزه با دشمنان اسلام و قرآن تاکید می‌کردند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز همان راه امام خمینی(ره) را دنبال می کنند و ادامه این مسیر پرافتخار باعث شده که ایران اسلامی به یکی از قدرت های بزرگ منطقه و جهان تبدیل شود.

** عشق به خمینی، عشق به همه خوبی هاست

عشق به امام خمینی(ره) را عشق به همه خوبی هاست و این یکی از زیباترین جملاتی است که می توان در وصف امام راحل به کار برد.

امام خمینی(ره) احیاگر دین اسلام بود و دست افرادی را از این کشور کوتاه کرد که حضورشان جز سیاهی و زشتی چیزی به همراه نداشت.

سراسر زندگی پربرکت امام راحل درس است و انسان می تواند با بهره گیری از آن عاقبت بخیری در دنیا و آخرت را برای خود به همراه آورد.

۳۱ سال است که از رحلت امام خمینی(ره) می گذرد اما فکر و اندیشه ایشان بسیار زنده و پویا مورد استفاده بسیاری از دانشمندان و اساتید دانشگاه قرار می گیرد، چرا که عقاید ایشان مشمول زمان نشده و همان تازگی خود را حفظ کرده است.

امام خمینی(ره) قدمی جز برای رضای الهی برنداشته و هدفی جز تشکیل حکومتی اسلامی مطابق با معیارهای قرآن نداشتند که این موضوع عاملی شد تا محبوبیت مضاعفی در بین مسلمانان جهان پیدا کنند.

گرامیداشت یاد و نام امام خمینی(ره) وظیفه ای عمومی است.

 


نوع جارو کردنش کمى ناشیانه بود؛ تا حالا، در طى صدها روز ده ها پاکبان رو دیدم و حالیم بود که این یارو این کاره نیست؛ بنا بر شمّ پلیسیم، رفتم تو نخش؛

کم کم این مشکوک بودنش رفت برام سوال شد.

در کیوسک رو باز کردم و صداش کردم «عزیز، خوبى؟ یه لحظه تشریف بیار». خیلى شق و رق، اومد جلو و از پشت عینک ظریف و نیم فریمش، خیلى شسته رفته جواب داد: سلام. در خدمتم سرکار. مشکلى پیش اومده؟

از لحن و نوع برخوردش جا خوردم. نفس هاش تو سرماى سحرگاه ابر می شد؛ به ذهنم رسید دعوتش کنم داخل. لحنمو کمى دوستانه تر کردم: خسته نباشى، بیا داخل یه چایى با هم بزنیم.

 بعد تکه پاره کردن یه چندتا تعارف، اومد داخل و نشست. اون یکى هدفون هم از گوشش درآورد. دنباله سیم هدفون رو با نگاهم دنبال کردم که می رفت تو یقه ش و زیر لباس نارنجى شهرداریش محو می شد.

 پرسیدم «چى گوش میدى؟» گفت: «یه کتاب صوتى به زبان انگلیسیه». کنجکاوتر شدم: «انگلیسى؟! موضوعش چیه؟» گردنش رو کج کرد و گفت: در زمینه اقتصادسنجى.

اشکم دیگه داشت سر ریز می شد!

«فضولى نباشه؛ واسه چى یه همچین چیزى رو مى خونى؟».

با یه حالت نیم خنده تو چهره اش گفت: چیه؟ به یه پاکبان نمیاد که مطالعه داشته باشه؟ … به خاطر شغلم.

استکانى رو که داشتم بالا مى بردم وسط راه متوقف کردم و با حالت متعجب تر پرسیدم: «متوجه نمیشم، این اقتصاد و سنجش و این داستان ها چه ربطی به کار شما داره؟»

نگاه ش رو یه لحظه برگردوند و بعد دوباره به سمت من نگاه کرد  و گفت: *«من استاد هستم تو دانشگاه»*

قبل از اینکه بخوام چیزی بپرسم انگار خودش فهمید گیج شدم و ادامه داد: من پدرم پاکبان این منطقه است. «آقاى عزیزى».

در مورد شما و دو تا دختر باهوش شما هم براى ما خیلى تعریف کرده جناب حیدرى پور.

 من دکتراى اقتصاد دارم و دو تا داداشم یکی مهندسه و اون یکى هم داره دکتراشو می گیره. هرچى بش میگیم زیر بار نمى ره بازخرید شه؛ ما هم هر ماه روزایی رو به جاى پدرمون میایم کار مى کنیم که استراحت کنه. هم کمکش کرده باشیم هم یادمون نره با چه زحمتى و چطور پدرمون ما رو به اینجا رسوند.

چند لحظه سکوت فضاى کیوسک رو گرفت و نگاه مون تو هم قفل بود. استکان رو گذاشتم رو میز و بلند شدم رفتم سمتش. بغلش کردم و گفتم درود به شرفت مرد، قدر باباتم بدون، خیلى آدم درست و مهربونیه.

بر اساس داستانى واقعى، به قلم على رضوى پور، روانشناس و مربى زندگى


میهمانی همیشه برای ما نشانی از حس تکریم و محبت صاحب خانه بوده و هست اما در این میان «میهمان خدا» شدن و سر سفره لطفش نشستن، غریب‌ترین و دلچسب‌ترین محفلی است که هر بنده‌ای انتظارش را دارد.
اما غریب است زمان برچیدن این سفره سراسر رحمت و اتمام این میهمانی سراسر عشق. همیشه زمان پایان یک میهمانی که میزبان مهربانی داره حس غریبی داریم چه برسه به میهمانی که خدا با همه کرامت و لطف و محبتش میزبانمان بود و همه رحمتش رو در لحظه لحظه این ماه به جانمان نشاند.
اما این میزبان مهربان باشکوه‌تر از همه، پایان میهمانی را به عیدی پیوند زده که عید بندگی و عاشقی است؛
آری عید فطر…
عیدی که امام علی در عظمتش فرمود: «عید فطر، تنها عید کسی است که خداوند روزه‏‌اش را پذیرفته و شب زنده‏‌داری‏‌اش را سپاس گزارده است.»
«فطر» همان عید بازگشت به فطرت پاک آدمی است که از ازل با دم مسیحایی معبود سرشت بودن یافت و رسم بندگی آموخت.
فطر از نگاه امام هادی‏ علیه السلام جزو چهار عید بزرگ مسلمین است همانگونه که فرمود: «شیعیان فقط چهار عید دارند : فطر ، قربان ، غدیر و جمعه»
امید که در این دقایق پر از رحمت، بارِ نیک زیستن و تقدیر نزدیکی به تمام عشق یعنی معبود، روزی ‌مان شده باشد و سلامتی و آزادگی ره‌ توشه ‌مان چرا که «فطر»، مزد یک ماه مصاحبت با تمام پاکی است برای بندگانی که معنایش را درک کرده باشند.

 


  عید سعید فطر مبارک

شانه به شانه صف می‌ کشند. دست‌های نیاز که به سمت آسمان بلند می‌شود، زمزمه «اللهم اهل الکبریاء و العظمه و اهل الجود و الجبروت» اوج می‌گیرد. احساس می‌کنی پاهایت از زمین خاکی جدا شده است و در فضای دیگری سیر می‌کنی؛ فضای خلوص، تسلیم و تقوا. این حس، پاداش یک ماه روزه‌داری خالصانه پرهیزکاران است که نصیب مؤمنان حقیقی می‌شود.

شیرینی که به دهان می‌بری و کامت در روز عید شیرین می‌گردد، نشانه این است که در بقیه ایام سال نیز باید به شیرینی‌ها، خوبی‌ها و خلوص رمضان وفادار بمانی. اجازه ندهی تلخی گناهان ریز و درشت، دامن زندگی و ثانیه‌هایت را بگیرد. خوب بودن فقط مختص یک ماه نیست. خوب بودن را در سراسر زندگی به همراه داشته باش. «اَلَّلهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ خَیْرَ ما سَئَلَکَ بِه عِبادُک الصّالِحُونَ وَ اَعوذُ بِکَ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُکَ الْمُخلَصُون».

عید فطر جشن تولد فطرت

عید فطر، جشن تولد فطرت است؛ فطرتی که از غبارها و زنگارها پاک شده و اکنون در زیباترین شکل خود خودنمایی می‌کند. به خودم می‌اندیشم، من کجا و میهمانی خدا کجا. غبار جهل و سیاهی گناه، قلبم را آلوده کرده است و خریداری برای این قلب زنگار گرفته نمی‌یابم. به خدایم می‌اندیشم که سراسر لطف است و مهربان‌ترین مهربانان. غفار است و بنده‌نواز.

مرا به میهمانی خودش دعوت می‌کند و قلبم را جلا می‌دهد. یادم می‌آورد فطرت توحیدی‌ام را، یادم می‌آورد مبارزه با شیطان درونی و بیرونی‌ام را. خودم، خدایم، جایگاهم را که فراموش کرده بودم، به یاد می‌آورم. اکنون که میهمانی تمام شده و عید فطر فرا رسیده، انگار از نو متولد می‌شوم و به روشنی می‌بینم که بازگشت به فطرتم را جشن گرفته‌ام. امیرمؤمنان علی(ع) نیز جشن فطرت را این‌گونه به عید فطر نسبت می‌دهد:

“این عید کسی است که خدا روزه‌اش را پذیرفته، نماز او را ستوده و هر روز که خدا نافرمانی نشود، آن روز عید است”.

عید شکر

عید فطر، روز شکرگزاری از حق تعالی است که در ظلمت جسم، چراغ روشن فطرت را نهاد تا همیشه پرتوافشان باشد و حیات‌بخش.

مقام معظم رهبری نیز دراین باره می‌فرماید:

عید رمضان، در حقیقت عید شکر است؛ شکر به خاطر توفیق گذراندن دوران یک ماهه ضیافت الهی. شکر روزه‌داری. شکر توفیق عبادت و ذکر و خشوع و توسل به بارگاه کبریایی حضرت حق. حقیقتاً هم برای این شکر، انسان مؤمن باید عید بگیرد.

 


بهای شما جز بهشت نیست، خود را به کمتر نفروشید

لطیفی می‌گفت:

فرزندی از پدرش پرسید، قیمت زندگی چقدر است؟

پدر یک سنگ زیبا به او داد و گفت این را ببر بازار، ببین مردم چقدر می‌خرند. اگر کسی قیمت را پرسید، هیچ نگو. فقط دو انگشتت را بیاور بالا، ببین آنها چگونه قیمت‌گذاری می‌کنند.

او سنگ را به بازار برد. نفر اول سنگ را دید و پرسید قیمت این سنگ چند؟

کودک دو انگشتش را بالا آورد.آن مرد گفت: دو هزار تومان!

کودک نزد پدرش بازگشت و ماجرا را گفت. پدر به او گفت: این بار به بازار عتیقه فروشان برو.آنجا وقتی کودک دو انگشتش را بالا برد، عتیقه فروش گفت: دویست هزار تومان!

این بار هم کودک نزد پدر بازگشت و ماجرا را تعریف کرد. پدر به او گفت: این بار به بازار جواهرفروشان و نزد فلان گوهرشناس برو.

وقتی دو انگشتش را بالا برد آن گوهر شناس گفت دو میلیون تومان!

آن کودک باز ماجرا را برای پدر تعریف کرد.

پدر گفت: فرزندم! حالا فهمیدی که قیمت زندگی چند؟

مهم این است که گوهر وجودت رابه کی بفروشی.

قیمت ما به این بستگی دارد که مشتری ما چه کسی باشد. مراقب باشیم، عمر گران سنگ مان را در این فراز و نشیب زندگی و امتحانات پیچیده روزگار به چه بهایی می فروشیم…

امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: بهای شما جز بهشت نیست، خود را به کمتر از آن نفروشید.

 قصار ۴۵۶

خداوند متعال نیز می فرماید: من هم مشتری شما هستم.

إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ/ توبه ۱۱۱

 


  ‍ ‍ ‌

دلنوشته‌ی رمضان، سحر هجدهم

هجدهمین سحر رمضان، “دردناک‌ترین” ساعات این ضیافت است…

آسمان و زمین، عجیــب بوی درد گرفته‌اند. شق‌القمری در کوفه، در پیش است که بر غربت هزار ساله‌ی تو تلنبار شده است

بی‌قراری، جان مرا به آتش کشانده است. حِصن حَصین زمین، آماده پرواز می‌شود و این اولین بار است که شیعه، درد یتیمی را به جان خویش، می‌خرد.

تصور دردهای فردا، استخوان سوز است!
عـلـی، با همه هیبتی که آسمان را به تعظیم وا داشته است، به محرابی می‌رود که قرار است، ماه را، در آن بشکافند.

وای، که درد این ثانیه‌ها، پای قلمم را لنگ می‌کند.

پسرفاطمه! یوسف زمانه‌ی ما! نخستین بار، بوی درد را از مشام رمضان، ادراک کرده‌ام.
علــی… همه پناه من و همه پناه اهل زمین و آسمان است. ما بی‌علی، هزار بار، یتیمی را تجربه کرده‌ایم.

فاجعه‌ای‌ست رمضان‌های بدون تو!
نمی‌دانیم… بر کدامین درد، شکیبایی پیشه کنیم؟
بر هیبت آن‌کس، که از دست می‌دهیم،
یا بر غربت آنکس که به‌دستش نمی‌آوریم؟

تو بگو…..
شیعه چند سال دیگر، به تحمل این درد، محکوم است؟

لیله القــــدر در پیش است…
و مـــا..
فقط یک نشانی از پیراهنت، می‌خواهیم!
تقدیرمان را به همین یک نشانه، زیبـــا کن.

 



 

به صف شدند تمام فرشتگان امشب

گرفته اند به روی دست کاسه های رطب

کریم آل محمد(ص)، نهاده پا به زمین

خوشا به حال فقیران کوچه های عرب

در شب نیمه ماه رمضان که از بهترین ماه‌های خداست، خانه امیرالمؤمنین و فاطمه علیه‌ السلام میزبان قدوم مولود مبارکی شد که شادی را با خود به خانه وحی آورد و دل این زوج کبریایی را به نورش منور ساخت.

در این شب فرخنده، سبط اکبر پیامبر اکرم (ص)، حضرت امام حسن علیه السلام چشم به جهان گشود و شهر مدینه را غرق نوری پر شعف و دل‌نواز نمود.

مولودی که «کریم» اهل بیت (ع) خوانده شد نه بدان جهت که دیگر امامان معصوم از این صفت برخوردار نیستند، بلکه از آن باب که است که این صفت در وی به تمامیت و کمال رسیده است.

آری امام حسن (ع) در ظهور و بروز کرامت، پیشی گرفت و در تجلی صفت کرامت و بزرگواری خداوند، آنچنان آیینه ‏داری کرد که سزاوار این اسم اعظم شد.

پیامبر اکرم حضرت محمد(ص) در‌شان امام حسن مجتبی(ع) فرمود: «اگر عقل، خود را به صورت مردی نشان دهد آن مرد، حسن (علیه‌السلام) است.»

حسن(ع) به معنای تام کلمه «کریم» است و از بزرگواری کریم اهل بیت (ع)، به دور است که هنگام نیاز و حاجت کسی، کرامت خویش بپوشاند و در انعام و اکرام به او بخل ورزد. پس دست نیاز ما و دامان کریمانه او!

 


بسم الله الرحمن الرحیم

جابر بن عبد اللّٰه انصاری از رسول خدا(صلّى الله علیه و آله) نقل می کند که فرمود:

به امت من در ماه رمضان پنج چیز داده می ‌شود که به امت هیچ پیامبری پیش از من داده نشده است:

١- وقتى نخستین شب ماه رمضان فرا رسد، خداوند به آنان نظر مهربانی می کند و هر کس که خدا به او نظر کند هرگز او را عذاب نخواهد کرد.

 ٢- بوى دهان آنها به هنگام عصر نزد خداوند خوشبوتر از مشک است.

 ٣- فرشتگان شب و روز برای آنان آمرزش از خدا خواهند.

 ۴- خداوند به بهشت امر می ‌کند که استغفار کن و براى بندگانم خود را آرایش بده تا شاید رنج و ناراحتى دنیا از آنها برطرف شود و به سوی بهشت و کرامت من برگردند.

 ۵- وقتی آخرین شب ماه رمضان فرا می رسد ، همۀ آنها آمرزیده مى‌شوند.»

الخصال ص۱ -۳۱۷

 


 

فراز نخست خطبه پیامبر اکرم (ص) در آخرین جمعه ماه شعبان

عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله خَطَبَنَا ذَاتَ یَوْمٍ فَقَالَ:

 أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَیْکُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَکَهِ وَ الرَّحْمَهِ وَ الْمَغْفِرَهِ شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَیَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَیَّامِ وَ لَیَالِیهِ أَفْضَلُ اللَّیَالِی وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَات…

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان مبارک باد

ای مردم! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما رو کرده است.

ماهی که نزد خدا، بهترین ماه‌هاست و روزهایش بهترین روزها و شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعت‌هایش بهترین ساعت‌هاست…

ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است که خداوند در آن حسنات را می ‏افزاید و گناهان را پاک مى‏ کند و آن ماه برکت است.«پیامبر اکرم (ص) »[۱]

خان نعمت و کرامت ماه شعبان به پایان رسید و کم کم سفره سراسر رحمت و جود و بخشش رمضان چیده می‌شود.ماهی که میزبان سفره طعامش خداست و بندگان را به میهمانی بزرگی فرامی‌خواند.میهمانی که هر دم و بازدمش برای میزبان سرشار حسنه و و بخشش گناهان است.آری رمضان، آفریده‌های خدا را بـه ضیافت عشق و مماجات عاشقانه با معبود دعوت می‌کند.سفره‌ای که بـه وسعت بخشندگی خداست پهن شده و میزبان آن شدن دلی پاک و نگاهی ناب می‌طلبد تا دعوت صاحبخانه را لبیک گوییم و ریزه‌خوار این خان پر نعمت الهی شویم.در سنت ما میهمان حبیب خدا است و حال به میهمانی دعوت شده‌ایم که صاحبخانه و سفره‌دارش خداست و چه لذتی بالاتراز این که همنشین و میهمان خالقت باشی، آفریدگاری که هیچگاه برای بندگانش کم نمیگذارد و هر قدم را با هزاران قدم نعمت و بخشش پاسخ می‌دهد.

رسول خدا (ص) فرمودند:اگر بنده «خدا» مى‏ دانست که در ماه رمضان چیست [چه برکتى وجود دارد] دوست مى‏ داشت که تمام سال، رمضان باشد.[۲]

حال که در شرایطی قرار گرفته‌ایم که رمضان امسال باید در خانه بمانیم باید نگاهی دقیق‌تر داشته و با تمام وجود برای خروج از این شرایط همگام و هم دعا شویم و این رمضان را با چشمان دلمان برای سلامتی حال جهان روزه‌دار شویم و دعا کنیم و شب‌ قدرهایش را قدرتی برای تغییر تقدیرمان بدانیم.چرا که در این صورت نگاه کریمانه صاحبخانه شامل حالمان شده و سلامت و حال خوب نصیب جهانیان خواهد شد.

آری رمضان در یک کلام ماه عشاق و عشق بازی با یگانه معبود هستی و ماه تغییر تقدیرماست، امید که به شایستگی ازین سفره سراسر نور و رحمت بهره بگیریم.

 


قدر لحظه ها را بدانیم

لطیفی می‌گفت: شخصی گرسنه بود برایش کلم آوردند. اولین بار بود که  کلم  می دید. با خود گفت: حتما میوه‌ای درون این برگ‌ها است. اولین برگش را کند تا به میوه برسد اما زیرش به برگ دیگری رسید. و زیر آن برگ یک برگ دیگر و . . .

با خودش گفت: حتما میوه‌ی ارزشمندی است که اینگونه در لفافه‌اش نهادند.

گرسنگی‌اش افزون شد و  با ولع بیشتر برگها را می کند و دور می‌ریخت. وقتی برگ‌ها تمام شدند متوجه شد میوه‌ای در کار نبود. آن زمان بود که دانست کلم  میوه‌ای مجموعه‌ی  همین برگ‌ها است.

به خاطر بسپاریم که زندگی میوه‌ای مثل همین کلم است!

ما روزهای زندگی را تند تند ورق می‌زنیم و فکر می‌کنیم چیزی فرای روزها پنهان شده که باید هرچه زودتر به آن برسیم درحالی که همین روزها آن چیزی است که باید دریابیم و درکش کنیم…

و چقدر دیر می فهمیم که بیشتر غصه‌هایی که خوردیم، نه خوردنی و نه پوشیدنی بود، فقط دور ریختنی بود!

زندگی همین روزهایی است که منتظر گذشتنش هستیم، بنابراین قدر فرصت ها را ثانیه به ثانیه و ذره به ذره بدانیم.

 

 


ولادت با سعادت مولای مهربانی و امید زندگانی، حضرت مهدی (عج) مبارک باد

بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد

دعا کبوترعشق است و بال و پر دارد

بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا

ز پشت پرده‌ی غیبت به ما نظر دارد

اللهم عجل لولیک الفرج

 


«یا مقلب القلوب و الابصار
یا مدبر اللیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال
حوّل حالنا الی أحسن الحال»

زمستان دامن سپیدش را جمع کرده و تمام سردی و حتی دلمردگی‌ها را در بقچه‌اش پیچیده…
وقت رفتنش رسیده، حال نوبت بهار است که دامان پرشکوفه و هوای پرامیدش را به دل‌هایمان هدیه کند و یک دل سیر عطر بهارنارنج و یاس به هوای پر از التهاب‌مان بپاشد…

بوی بهار، ازلابه لای برگ ها به مشام می‌رسد تا بار دیگر بوی زندگی و تازگی را میان باغچه تنهای دل‌هامان پخش کند.
اگرچه امسال نوروز رنگ و بوی آن همه شلوغی خیابان و خانه ها را ندارد اما با وجودش بار دیگر سفره های سخاوت، پهن شده و بوی سبزه در فضای رنگارنگ سفره دلها می پیچد و عطر سیب سرخ، جای دیگری باز می کند.
این بار دل‌های ما جملگی هم آوای سین سلامتی می‌شوند و سفره‌های هفت سین ، سجاده حاجاتمان برای آن.

اگرچه یک سال گذشت و واپسین روزهای سال مان گره خورد به میهمانی ناخوانده که میهمانی‌هامان را خط زد و شور و اشتیاق‌های نوروزی را به خاطره بدل کرد اما این بار سفره نوروز محکم‌ترین سجاده استجابت دعای یکدلی و یکرنگی همه ملت ماست برای بهروزی و عشق‌ورزی دوباره…

و حال با عشق زمزمه کن:
ساقیا! آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی مرود از یادت

یادمان نرود این بار، نوروز می آید تا گرد غفلت را از رخسارمان بشوید و از خواب‌های دراز خرگوشی بیدارمان کند. تا بدانیم قدر آن‌همه نعمتی را که کوچک می‌شمردیم و آنهمه باهم بودن‌هایی را که ندیدیم..
پس باید قدر بدانیم و یادآور شویم:
یا مقلب القلوب!

قلب های زنگار گرفته‌مان را به یاد پر از نورت می‌سپاریم تا روشنی به آن ببخشی!
ای تدبیرکننده روز و شب، ای تغییردهنده حال ها! یاری کن تا با صداقت و ایمان، به بهترین حال ها دست یابیم.

نوروز بر همگان پر از سلامتی و امید باد

 


سعادت ما در گرو سعادت دیگران است

دوستی می‌گفت، سمیناری دعوت شدم که در آن، هنگام ورود به هر یک از دعوت شدگان بادکنکی می دادند.

سخنران، بعد از خوشامدگویی، از همه ی حاضرین خواست که با ماژیک اسم خود را روی بادکنک نوشته و آن‌را در اطاقی که سمت راست سالن بود بگذارند و خود در سمت چپ جمع شوند.

سپس از آنها خواست در ۵ دقیقه به اطاق بادکنک ها بروند و بادکنک نام خود را بیاورد.

ما دیوانه‌وار به جستجو پرداختیم. همدیگر را هل می‌دادیم و زمین می‌خوردیم. هرج و مرجی به راه افتاده بود. مهلت پنج دقیقه‌ای با ۵ دقیقه اضافه هم به پایان رسید اما هیچ‌کس نتوانست بادکنک خود را بیابد.

این بار سخنران همه را به آرامش دعوت و پیشنهاد کرد، هر کس بادکنکی را بردارد و آن‌را به صاحبش بدهد. بدین ترتیب کمتر از ۵ دقیقه همه به بادکنک خود رسیدند.

سخنران ادامه داد، این اتفاقی است که هر روز در زندگی ما می افتد.

دیوانه‌وار در جستجوی سعادت خویش به این سو و آن سو چنگ می‌زنیم و نمی‌دانیم که *سعادت ما در گرو سعادت و خوشبختی دیگران است.*

با یک دست سعادت آنها را بدهید و با دست دیگر سعادت خود را از دیگری بگیرید.

آیا هدف از خلقت انسان چیزی جز این بوده است؟

 


لحظه ها را دریاب!

این متن برنده جایزه ادبی کوتاه آلمان شد.

مردی در حال مرگ بود. وقتی متوجه مرگش شد خدا را با جعبه‌ای در دست دید.

*خدا* :
وقت رفتنه.

*مرد* :
به این زودی؟ من نقشه‌های زیادی داشتم.

*خدا* :
متاسفم ولی وقت رفتنه.

*مرد* :
در جعبه‌ات چی داری؟

*خدا* :
متعلقات تو را.

*مرد* :
متعلقات من؟ یعنی همه چیزهای من؛ لباسهام، پولهام و ـ ـ ـ

*خدا* :
آنها دیگر مال تو نیستند‌. آنها متعلق به زمین هستند.

*مرد* :
خاطراتم چی؟

*خدا* :
آنها متعلق به زمان هستند.

*مرد* :
خانواده و دوستانم؟

*خدا* :
نه، آنها موقتی بودند.

*مرد*:
زن و بچه هایم؟

*خدا* :
آنها متعلق به قلبت بود.

*مرد* :
پس وسایل داخل جعبه حتما اعضای بدنم هستند؟

*خدا* :
نه؛ آنها متعلق به گرد و غبار هستند.

*مرد* :
پس مطمئنا روحم است؟

*خدا* :
اشتباه می کنی روح تو متعلق به من است.

مرد با اشک در چشمهایش و باترس زیاد جعبه از دست خدا را گرفت و باز کرد و دید خالی است!

مرد دل شکسته گفت: من هرگز چیزی نداشتم؟

*خدا*:
درسته، تو مالک هیچ چیز نبودی!

*مرد*:
پس من چی داشتم؟

*خدا*:
لحظات زندگی مال تو بود. هر لحظه که زندگی کردی مال تو بود. زندگی فقط لحظه هاست. قدر لحظه ها را بدانیم و لحظه ها را دوست داشته باشیم.


انا اعطیناک الکوثر/ فاطمه، فاطمه است

«بسم الله الرحمن الرحیم، انا اعطیناک الکوثر، فصل لربک وانحر، ان شانئک هوالابتر»

«به نام خداوند بخشنده و مهربان، ما کوثر به تو ارزانى داشتیم. پس پروردگار خود را به نماز گرامى دار و قربانى کن. همانا که بدخواه تو ابتر است.»

فاطمه، فاطمه است

خواستم از فاطمه بگویم. باز درماندم.

خواستم بگویم فاطمه دختر خدیجه بزرگ است. دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم که فاطمه، دختر محمد (ص) است. دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم که فاطمه همسر علی(ع) است. دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم که فاطمه مادر حسنین است. دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم که فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست.

نه! اینها همه هست و این همه فاطمه نیست. فاطمه، فاطمه است.

(دکتر شریعتی)

کنیه‏‌هاى حضرت زهرا (س)

کنیه، براى تعظیم و تکریم اشخاص به کار مى ‏رود. حضرت فاطمه ‏ى زهرا علیهاالسلام کنیه ‏هاى زیادى دارند، ما در اینجا بعضى از کنیه‏ هاى آن حضرت را متذکر مى ‏شویم.

البته رسالت این مجموعه، معرفى آن دسته از اسامى و القاب حضرت فاطمه‏ ى زهرا علیهاالسلام مى ‏باشد که براى نامگذارى مناسب است، اما به مناسبت ذکر اسامى و القاب آن حضرت، ذکر کنیه‏ هاى ایشان نه تنها خالى از لطف نخواهد بود، بلکه عین لطف است. کنیه‏ هاى حضرت عبارتند از :

۱) اُمّ‏الحسن ۲) اُمّ الحسین ۳) اُمّ ‏المحسن ۴) اُمّ‏ الأئمه ۵) اُمّ ‏أبیها ۶) اُمّ ‏الخیره ۷) اُمّ ‏المؤمنین ۸) اُمّ ‏الأخیار ۹) اُمّ‏ الفضایل۱۰) اُمّ‏ الأزهار ۱۱) اُمّ‏ العلوم ۱۲) اُمّ ‏الکتاب ۱۳) اُمّ‏ الأسماء

کنیه‏ ى اُم ّ‏ابیها:

مهمترین کنیه‏ ى فاطمه‏ ى زهراء علیهاالسلام «اُمّ ‏ابیها» مى ‏باشد. براى این کنیه معانى متفاوتى شده است.

بعضى این کنیه را صِرف محبت پدر به فرزند دانسته‏ اند و مى ‏گویند انسان هرگاه فرزند خود را زیاد دوست بدارد و بخواهد این محبت را ابراز کند، به فرزندش مى ‏گوید: «بابا»، «مادر» و این در تکلم عموم مردم رایج است.

بنابراین، کنیه ‏ى «ام ‏ابیها» نوعى ابراز محبت شدید از طرف پیامبر صلى اللَّه علیه و آله به فاطمه ‏ى زهرا علیهاالسلام بوده است.

و شاید اینکه پیامبر صلى اللَّه علیه و آله به او مى ‏گوید: «اى مادر پدر» به این علت باشد که فاطمه‏ ى زهراء علیهاالسلام، مانند مادرى مهربان، براى پدر خود زحمت مى ‏کشید. خاکستر از سر و رویش پاک مى ‏کرد، جراحات او را پانسمان مى ‏کرد و کارهایى را که یک مادر در حق فرزند خود انجام مى‏ دهد، ایشان براى پدر انجام مى‏ داد.


وقتی صدای پای بهمن از کوچه پس کوچه های خاطره ها به گوش تو می رسد.
گویی شهیدانند که آمده اند برای بیعت دوباره برای هشدار و تذکر و بیداری . بهمن که از راه می رسد شهیدان پیمان نامه ی خونین شهادت را برای تجدید امضای تک تک ما می آورند تا فراموش نکنیم که باغبان لاله ها امام مهربان بود و سایبان لحظه ها، نگاهش هنوز هم نگران باغمان است. هر بهمن امام است که دوباره بر بال ملائک به دیدارمان می آید و کوچه های باغمان را پر از نسترن و نیلوفر می نماید. گام هایش همه جا یاس می کارد و گل محمدی به خانه ها هدیه می کند.
بهمن همیشه در راه است.
فرارسیدن ایام مبارک فجر طلیعه ی آزادی ملت و محو استبداد و واپس راندن استعمار، بر ملت بزرگ ایران گرامی باد.

لطیفی می گفت:
حسد بی ادبی به خداست
خودت را با چشم و هم‌چشمی خسته نکن، چون هر اندازه که چشم‌هایت فراتر رود، دلت تنگ‌تر می‌شود، به آنچه خداوند برایت قسمت کرده است راضی باش و بر نعمت‌هایش شاکر باش تا ثروتمندترین مردم شوی.‌
و مطمئن باش کسی در دنیا نیست که حق تعالی هـمه چیـز را به او عطـا کرده است و هــر آن‌چیزی که الان دارا هستی کس دیگری درطــــول زندگی آرزوی آن را داشته است.

 


 

بهترین ها

لطیفی می گفت:

بهترین جواب بدگویی: سکوت

بهترین جواب خشم: صبر

بهترین جواب درد: تحمل

بهترین جواب تنهایی: تلاش

بهترین جواب سختی: توکل

بهترین جواب خوبی: تشکر

بهترین جواب زندگی: قناعت

بهترین جواب شکست: امیدواری

یادمان باشد؛  با شکستن پای دیگران ما بهتر راه نخواهیم رفت.

یادمان باشد؛ با شکستن دل دیگران ما خوشبخت تر نمی شویم.

کاش بدانیم؛ اگر دلیل اشک کسی شویم دیگر با او طرف نیستیم  با خدای او طرفیم.

ای کاش  انسانها  انسان بمانند…

 


لطیفی می‌گفت: دوربین خدا همیشه روشنه.

دیدین گاهی می‌ریم عروسی یا مجلس جشنی فیلم‌بردار داره فیلم‌برداری می‌کنه، تا نوبت به ما می‌رسه خودمون رو جمع و جور می‌کنیم؟ چرا که می دونیم دوربین روی ما زوم می کنه و نگرانیم نکنه زشت یا نامرتب بیفتیم.

اگه فقط به این فکر کنیم که دوربین خدا همیشه روشنه و روی ما هم زوم شده، شاید یه جور دیگه زندگی می‌کردیم… شاید اخلاقمون یه جور دیگه بود. شاید لحن صحبت‌مون یه جور دیگه می‌شد!

مطمئن باشیم که دوربین خدا همیشه روشنه و روی تک تک ما زوم شده؛ چون خودش فرمود:

 «ألَم یَعلَم بأنَّ اللهَ یَری» (علق/۱۴) آیا نمی‌دانند خدا می‌بیند…

 


درنگ ها و فکرها، پنج: ارزش خودت را بدان!

لطیفی می گفت:

استاد ریاضی‌ای داشتیم، یک روز در وقت خارج از درس می‌گفت: اعداد کوچک تر خواص عجیبی دارند. شاید بتوان آنها را با انسان‌های تنگ نظر مقایسه کرد.

مثلا (۰٫۲) وقتی در آنها ضرب می‌شوی یا می‌خواهی با آنها مشارکت کنی، تو را نیز کوچک می‌کنند.

وقتی می‌خواهی با آنها تقسیم شوی یا مشکلاتت را با آنها تقسیم کنی و بازگو کنی، مشکلاتت بزرگتر می‌شوند.

وقتی با آنها جمع می‌شوی و در کنار آنها هستی مقدار زیادی به تو اضافه نمی‌شود و چیزی به تو نمی‌آموزند.

و اگر آنها را از زندگی کم کنی چیز زیادی از دست نداده‌ای!

زندگی ارزشمند خودتان را بخاطر آدم‌های کوچک و حقیر، بی ارزش نکنید و بزرگی خودتان را با دوستی و یا ارتباط با افراد پست از بین نبرید‌.


 

دَمائه سَتَغیَّر وَجه العالَم
(خونش چهره دنیا را تغییر خواهد داد)

سلام؛
بامداد اندوه‌بار شنبه بی‌سردار!

جان‌نثار پاک‌نهاد، مرد قصه عشق و حمیت، فرشته بی‌بال، به آتش زد و بهشتی شد …

“مست بگذشتی و از خلوتیان ملکوت
به‌تماشای تو آشوب قیامت برخاست”

◼️◼️◼️

بر سوگ نشست
وطن از داغِ دلیران
هیهات
که از داغِ تو
ماتم شده ایران …
ایرانِ غم آلود
سیه پوش
که اینک
خاموش شده
غرشِ بی وقفه شیران …

زیستن ققنوس‌وار و پر کشیدن اندوه‌بار عزیز جان بر کف و مخلص، شهیدپاسدار، سپهبد حاج قاسم سلیمانی مایه تالم و تاثر فراوان گردید.

ان شاءالله با انبیا و اولیا محشور و از دریای رحمت و غفران الهی، متنعم گردد …

اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد
و عَجِّلْ فَرَجَهُمْ 🕋🕋🕋


لطیفی می گفت :

اگر خداوند متعال مشکل یوسف (ع) را در آغاز آزمایشش برطرف می‌نمود، شاید گنجینه‌های مصر در اختیار وی قرار نمی‌گرفت.

گاهی بلا به طول می‌انجامد، تا عطا و بخشش بزرگ شود :

 وَکَذَٰلِکَ مَکَّنَّا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ

بدین منوال ما یوسف را در سرزمین مصر استقرار بخشیدیم و مقام و منزلت دادیم.

(یوسف / ۲۱ )

پس به خدا توکل کن، توکلی واقعی و راستین و نسبت به پروردگارت حسن ظن داشته باش  و صبر پیشه کن، صبری جمیل، صبری زیبا، صبری که در آن هیچ گله و شکایت و ناامیدی نباشد :فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِیلًا.

صبر جمیل پیشه کن .

 


 

لطیفی می گفت:

 آلودگی هوا را می‌بینیم  و با همه وجود درکش می‌کنیم و سخت نفس می‌کشیم، و در انتظار باران و هوای پاک بی‌تاب هستیم…

 ایها العزیز! اما در آلودگی دوران غیبت رشد کرده‌ایم و با آن بزرگ شده‌ایم و سراسر دنیای مان را نکبت غیبت فراگرفته است، اما چنان جان سختیم که طلب گشایش امرت را نمی‌کنیم و بی‌تاب بهار ظهورت نیستیم…

وای از این شرمندگی

  مهدی جان!

آلودگی دلهای‌مان

از حد هشدار گذشته است

و نفسهای‌مان به شماره افتاده!

سال‌هاست زندگی مان

تعطیل رسمی است…

هوای باریدن نداری؟!

 

السلام علیک یا بقیه الله یا حجه ابن الحسن عسکری

 


 

 

لطیفی می گفت:

 آنقدر خوب باشید که ببخشید، امّا آنقدر ساده نباشید که دوباره اعتماد کنید!

 اگر احساس افسردگی دارید، درگیر گذشته هستید. اگر اضطراب دارید، درگیر آینده! و اگر آرامش دارید، در زمان حال به سر می برید. پس در لحظه زندگی کنید…!

 قدر لحظه ها را بدانید! زمانی می رسد که دیگر شما نمی توانید بگویید جبران می کنم.

 یک نکته را هرگز فراموش نکنید:  لطف مکرّر، حق مسلم می گردد! پس به اندازه لطف کنید…

 از کسی که به شما دروغ گفته نپرسید: چرا؟ چون سعی می کند با دروغ های پی در پی، شما را قانع کند!

غصه هایتان را با قاف بنویسید تا هرگز باورشان نکنید! انگار فقط  قصّه است و بس… هیچ بوسه ای جای زخم زبان را خوب نمی کند! پس مراقب گفتارتان باشید…

جاده زندگی نباید صاف و هموار باشد وگرنه خواب مان می برد! دست اندازها نعمت بزرگی هستند…

 و نکته آخر: هیچ وقت فراموش نکنید که: دنیا تکرار نمی شود…!

 


درنگ ها و فکرها: رها کن گذشته را!

 

لطیفی می گفت: ﺳﺮﻋﺖ ﺁﻫﻮ ۹۰ ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ ﺩﺭ ﺳﺎﻋﺖ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ که سرعت شیر ۵۷ کیلومتر در ساعت ﺍﺳﺖ.

ﭘﺲ ﭼﻄﻮﺭ ﺁﻫﻮ ﻃﻌﻤﻪ شیر می‌شود؟!

“ﺗﺮﺱ” ﺁﻫﻮ ﺍﺯ ﺷﮑﺎﺭ ﺷﺪﻥ ﺑﺎﻋﺚ می شود ﺍﻭ ﺑﺮﺍﯼ سنجیدن فاصله خود با شیر مدام به “پشت ﺳﺮ” ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ همین سرعتش بسیار کم می‌شود تا جایی که شیر می تواند به او برسد، یعنی ﺍﮔﺮ ﺁﻫﻮ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺵ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻨﺪ طعمه ﺷﯿﺮ نمی شود! ﺍﮔﺮ ﺁﻫﻮ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺧﻮﺩ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻫﻤﺎن گوﻧﻪ ﮐﻪ شیر به نیرویش ایمان دارد هیچ گاه ﻃﻌﻤﻪ ﯼ ﺷﯿﺮ نخواهد شد.

ﺍﯾﻦ ﻗﺼﻪ ﯼ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ، ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ایمان نداشته باشیم و در طول زندگی ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻧﮕﺎﻩ کنیم و به مرور خاطرات ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﯾﻢ، ﻫﻢ ﺍﺯ ﺯﻧﺪگیﻤﺎﻥ ﻋﻘﺐ می مانیم ﻭ ﻫﻢ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ…

 


به مناسبت روز جهانی معلولین؛

از ملی پوشان والیبال نشسته بانوان در فدراسیون تقدیر شد

به مناسبت روز جهانی معلولین از ملی پوشان والیبال نشسته بانوان کشورمان قدردانی شد.

به گزارش وب سایت فدراسیون ورزش های جانبازان و معلولین؛ به مناسبت روز جهانی معلولین و هفته بسیج، واحد فرهنگی فدراسیون امروز چهارشنبه ۱۳ آذر ماه، با اهدا جوایزی از ملی پوشان والیبال نشسته بانوان تقدیر کرد.

گفتنی است این مراسم با حضور حسین پور دبیر، حمیدی معاونت پشتیبانی، ذوالفقاری حراست، سایر مسئولان فدراسیون و پدر شهید مدافع حرم، حمیدرضا اسدالهی در نمازخانه برگزار شد.

 

عکاس: رضا جوشقانی


 حضور تیم ملی بسکتبال با ویلچر بانوان در کنار مزار شهید گمنام فدراسیون


 

 

ماه محرم و صفر را پشت سر گذاشتیم با اندوه و اشک و ناله ،اشک ریختیم و دل تازه کردیم و با یاد عظمت آقا ابا عبدالله الحسین بزرگ شدیم، از خزان عفلت به برکت اشک های محرم و صفر به بهار رسیدیم و اکنون وقت آن است که در این بهار به یمن رویش دوباریمان سجده شکر به جای آوریم و این بهار را قدر بدانیم و بندگی کنیم.

ماه “ربیع الاول” همانگونه که از اسم آن پیداست بهار ماه ها مى باشد؛ به جهت اینکه آثار رحمت خداوند در آن هویداست . در این ماه ذخایر برکات خداوند و نورهاى زیبایى او بر زمین فرود آمده است . زیرا میلاد رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) در این ماه است و مى توان ادعا کرد از اول آفرینش ‍ زمین رحمتى مانند آن به خود ندیده است . چرا که او داناترین مخلوقات خداوند و برترین آنها و سرورشان و نزدیکترین آنها به خداوند و فرمانبردارترین آنها از او و محبوبترینشان نزد او مى باشد، این روز نیز برتر از سایر روزهاست . و گویا روزى است که کاملترین هدیه ها، بزرگترین بخشش ها، شاملترین رحمتها، برترین برکتها، زیباترین نورها و مخفى ترین اسرار در آن پى ریزى شده است .

پس بر انسان مسلمان که برترى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) را قبول داشته و مراقب رفتار با مولایش مى باشد واجب است در این ماه به شکرانه ارازنی شدن آن نعمت بزرگ به عبادتی از سر شور و اشتیاق بپردازد،گرچه عبادات شبانه روزی عالمیان هرگز در خور چنین نعمتی نخواهد بود اما “آنچه سعی است ما در طلبش بنماییم”.

 


امام صادق علیه السلام در احادیثی، به بیان فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام با پای پیاده می‌پردازند.

 

 حدیث اول

«حُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرِ بْنِ أَبِی فَاخِتَهَ قَالَ قَالَ صادق علیه السلام ‏ یَا حُسَیْنُ مَنْ خَرَجَ مِنْ مَنْزِلِهِ یُرِیدُ زِیَارَهَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیه السلام إِنْ کَانَ مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَهٍ حَسَنَهً وَ مَحَى عَنْهُ سَیِّئَهً حَتَّى إِذَا صَارَ فِی الْحَائِرِ کَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْمُصْلِحِینَ الْمُنْتَجَبِینَ [الْمُفْلِحینَ الْمُنْجِحِینَ‏] حَتَّى إِذَا قَضَى مَنَاسِکَهُ کَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْفَائِزِینَ حَتَّى إِذَا أَرَادَ الِانْصِرَافَ أَتَاهُ مَلَکٌ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص یُقْرِؤُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَکَ اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غُفِرَ لَکَ مَا مَضَى.»

حسین بن ثویر بن أبى فاخته می‌گوید، امام صادق علیه السلام فرمودند: «اى حسین! کسى که از منزلش بیرون آید و قصدش زیارت قبر حضرت حسین ابن على علیهما السّلام باشد اگر پیاده رود خداوند منّان به هر قدمى که برمی‌‏دارد یک حسنه برایش نوشته و یک گناه از او محو می‌فرماید تا زمانى که به حائر برسد و پس از رسیدن به آن مکان شریف حق تبارک و تعالى او را از رستگاران قرار می‌دهد تا وقتى که مراسم و اعمال زیارت را به پایان رساند که در این هنگام او را از فائزین محسوب می‌فرماید تا زمانى که اراده مراجعت نماید در این وقت فرشته‏‌اى نزد او آمده و می‌گوید: «رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم سلام رسانده و به تو می‌فرماید: «از ابتداء عمل را شروع کن، تمام گناهان گذشته‌ات آمرزیده شد.»

 حدیث دوم

«عَنْ بَشِیرٍ الدَّهَّانِ عَنْ صادق علیه السلام  قَالَ: إِنَّ الرَّجُلَ لَیَخْرُجُ إِلَى قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع فَلَهُ إِذَا خَرَجَ مِنْ أَهْلِهِ بِأَوَّلِ خُطْوَهٍ مَغْفِرَهُ ذُنُوبِهِ- ثُمَّ لَمْ یَزَلْ یُقَدَّسُ بِکُلِّ خُطْوَهٍ حَتَّى یَأْتِیَهُ فَإِذَا أَتَاهُ نَاجَاهُ اللَّهُ تَعَالَى فَقَالَ عَبْدِی سَلْنِی أُعْطِکَ ادْعُنِی أُجِبْکَ اطْلُبْ مِنِّی أُعْطِکَ سَلْنِی حَاجَهً أقضیها [أَقْضِهَا] لَکَ قَالَ وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام  وَ حَقٌّ عَلَى اللَّهِ أَنْ یُعْطِیَ مَا بَذَلَ.»

بشیر دهّان، می‌گوید؛ حضرت صادق علیه السّلام فرمودند: «شخصى که به زیارت قبر حضرت حسین بن على علیهما السّلام می‌رود، زمانى که از اهلش جدا شد با اولین گامى که برمی‌دارد تمام گناهانش آمرزیده می‌شود سپس با هر قدمى که برمی‌دارد پیوسته تقدیس و تنزیه شده تا به قبر برسد و هنگامى که به آنجا رسید حق تعالى او را خوانده و با وى مناجات نموده و می‌فرماید: «بنده من! از من بخواه تا به تو اعطاء نمایم، من را بخوان اجابتت نمایم، از من طلب کن به تو بدهم، حاجتت را از من بخواه تا برایت روا سازم.»

راوى می‌گوید، امام علیه السّلام فرمودند: «و بر خداوند متعال حق و ثابت است آنچه را که بذل نموده اعطاء فرماید.»

حدیث سوم

«عَنْ صادق علیه السلام  قَالَ: إِنَّ لِلَّهِ مَلَائِکَهً مُوَکَّلِینَ‏ بِقَبْرِ الْحُسَیْنِ ع فَإِذَا هَمَّ بِزِیَارَتِهِ الرَّجُلُ أَعْطَاهُمُ اللَّهُ ذُنُوبَهُ فَإِذَا خَطَا مَحَوْهَا ثُمَّ إِذَا خَطَا ضَاعَفُوا لَهُ حَسَنَاتِهِ فَمَا تَزَالُ حَسَنَاتُهُ تَضَاعَفُ حَتَّى تُوجِبَ لَهُ الْجَنَّهَ ثُمَّ اکْتَنَفُوهُ وَ قَدَّسُوهُ وَ یُنَادُونَ مَلَائِکَهَ السَّمَاءِ أَنْ قَدِّسُوا زُوَّارَ حَبِیبِ اللَّهِ فَإِذَا اغْتَسَلُوا نَادَاهُمْ مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله یَا وَفْدَ اللَّهِ أَبْشِرُوا بِمُرَافَقَتِی فِی الْجَنَّهِ ثُمَّ نَادَاهُمْ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ‏ علیه السلام أَنَا ضَامِنٌ لِقَضَاءِ حَوَائِجِکُمْ وَ دَفْعِ الْبَلَاءِ عَنْکُمْ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ ثُمَّ الْتَقَاهُمْ [اکْتَنَفَهُمُ‏] النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله عَنْ أَیْمَانِهِمْ وَ عَنْ شَمَائِلِهِمْ حَتَّى یَنْصَرِفُوا إِلَى أَهَالِیهِمْ.»

امام صادق علیه السلام فرمودند: «خداوند متعال فرشتگانى دارد که موکّل قبر حضرت امام حسین علیه السّلام می‌‏باشند هنگامى که شخص قصد زیارت آن حضرت را می‌نماید حق تعالى گناهان او را در اختیار این فرشتگان قرار می‌دهد و زمانى که وى قدم برداشت فرشتگان تمام گناهانش را محو می‌کنند و سپس قدم دوّم را که برداشت حسناتش مضاعف و دو چندان می‌کنند و پیوسته با قدم‏هائى که برمی‌دارد حسناتش مضاعف می‌گردد تا به حدّى می‌رسد که بهشت برایش واجب و ثابت می‌گردد، سپس اطرافش را گرفته و تقدیسش می‌کنند و فرشتگان آسمان نداء داده و می‌گویند: زوّار دوست خدا را تقدیس نمائید.» و وقتى زوّار غسل کردند حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم ایشان را مورد نداء قرار داده و میفرماید:«اى مسافران خدا! بشارت باد بر شما که در بهشت با من هستید.» سپس امیر المؤمنین علیه السّلام به ایشان نداء نموده و می‌فرماید: «من ضامنم که حوائج شما را بر آورده نموده و بلاء را در دنیا و آخرت از شما دفع کنم، سپس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با ایشان از طرف راست و چپ ملاقات فرموده تا بالأخره به اهل خود بازگردند.»

 حدیث چهارم

«عَلِیِّ بْنِ مَیْمُونٍ الصَّائِغِ عَنْ صادق علیه السلام  قَالَ: یَا عَلِیُّ زُرِ الْحُسَیْنَ وَ لَا تَدَعْهُ قَالَ قُلْتُ مَا لِمَنْ أَتَاهُ مِنَ الثَّوَابِ قَالَ مَنْ أَتَاهُ مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَهٍ حَسَنَهً وَ مَحَى عَنْهُ سَیِّئَهً وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَهً فَإِذَا أَتَاهُ وَکَّلَ اللَّهُ بِهِ مَلَکَیْنِ یَکْتُبَانِ مَا خَرَجَ مِنْ فِیهِ مِنْ خَیْرٍ وَ لَا یَکْتُبَانِ مَا یَخْرُجُ مِنْ فِیهِ مِنْ شَرٍّ وَ لَا غَیْرَ ذَلِکَ فَإِذَا انْصَرَفَ وَدَّعُوهُ وَ قَالُوا یَا وَلِیَّ اللَّهِ مَغْفُوراً لَکَ أَنْتَ مِنْ حِزْبِ اللَّهِ وَ حِزْبِ رَسُولِهِ وَ حِزْبِ أَهْلِ بَیْتِ رَسُولِهِ وَ اللَّهِ لَا تَرَى النَّارَ بِعَیْنِکَ أَبَداً وَ لَا تَرَاکَ وَ لَا تَطْعَمُکَ أَبَداً.»

على بن میمون صائغ، از حضرت صادق علیه السلام نقل کرده که آن حضرت فرمودند: «اى على! قبر حسین علیه السّلام را زیارت کن و ترک مکن.» عرض کردم: «ثواب کسى که آن حضرت را زیارت کند چیست؟» حضرت فرمودند: «کسى که پیاده زیارت کند خداوند به هر قدمى که برمی‌دارد یک حسنه برایش نوشته و یک گناه از او محو می‌فرماید و یک درجه مرتبه‏‌اش را بالا می برد و وقتى به زیارت رفت حق تعالى دو فرشته را موکّل او می فرماید که آنچه خیر از دهان او خارج می‌شود را نوشته و آنچه شر و بد می‌باشد را ننویسند و وقتى برگشت با او وداع کرده و به وى می‌گویند: «اى ولىّ خدا گناهانت آمرزیده شد و تو از افراد حزب خدا و حزب رسول او و حزب اهل بیت رسولش می‌باشى و خداوند هرگز چشمانت را به آتش جهنم بینا نمی کند و آتش نیز تو را ابدا نخواهد دید و تو را طعمه خود نخواهد نمود.»

 

منبع:

کامل الزیارات، باب چهل و نهم

 


 

علت گرامیداشت هفته دفاع مقدس چیست؟

۱ – آذربایجان و گرجستان به موجب قرارداد ننگین گلستان در سال ۱۸۱۳ میلادی (حدود ۲۰۶ سال قبل) و در زمان فتحعلیشاه قاجار از ایران جدا شد.

۲ – منطقه نخجوان و ارمنستان به موجب قرارداد ننگین ترکمانچای در سال ۱۸۲۸ میلادی (حدود ۱۹۱ سال قبل) و در زمان فتحعلیشاه قاجار از ایران جدا شد.

۳ – افغانستان و هرات به موجب معاهده پاریس در سال ۱۸۵۷ میلادی (حدود ۱۶۲ سال قبل) و در زمان محمد شاه قاجار از ایران جدا شد.

۴ – ترکمنستان، ازبکستان و قرقیزستان به موجب قرارداد سال ۱۸۸۳ میلادی (حدود ۱۳۸ سال قبل) و در زمان ناصرالدین قاجار از ایران جدا شد.

۵ – پاکستان و سیستان به موجب قرارداد ننگین حکمیت “ژنرال اسمیت” در سال ۱۹۰۵ میلادی (حدود ۱۱۴ سال قبل) و در زمان حکومت قاجار از ایران جدا شد.

۶ – مجمع الجزایر بحرین با ۳۳ جزیره ارزشمند در سال ۱۳۵۰ شمسی (حدود ۴۸ سال قبل) و در زمان محمد رضا پهلوی از ایران جدا شد.

۷ – شهر بندری و زیبای فیروزه در شرق دریای مازندران ، قبل از انقلاب و در زمان محمدرضا پهلوی از ایران جدا شد و به شوروی واگذار گردید.

 

اما می دانیم که در جنگ تحمیلی به مدت ۸ سال با ۹۰ کشور به طور مستقیم و غیر مستقیم جنگیدیم و حدود ۲۰۰ هزار شهید دادیم که نزدیک به ۳۶ هزار نفر از آنان دانش آموز بودند

 

حال با افتخار اعلام می کنیم :

۱ – یک وجب از خاک میهن اسلامی را از دست ندادیم

۲ – باعث بیداری کشور های اسلامی و مظلوم شدیم

۳ – قدرت ایران و اسلام را به همه ابرقدرت ها نشان دادیم تا دیگر جرات حمله به ایران را نداشته باشند.

 

بنابراین در حال حاضر و در همه زمان ها (جهت قدردانی از شهدا، آزادگان، جانبازان و رزمندگان و نیز خانواده صبور ایشان و برای الگو سازی و پرورش نسل جوان که نیاز به قهرمانان راستین دارند) لازم است که در نکو داشت هفته دفاع مقدس و یاد شهدا و قدردانی از رزمندگان و آزادگان و خانواده معظم آنها بکوشیم.

 

سلام بر آنهایی که از نفس افتادند تا ما از نفس نیفتیم

سلام بر دلاورانی که قامت راست کردند تا ما قامت خم نکنیم

سلام بر مجاهدانی که به خاک افتادند تا ما به خاک نیفتیم

 

شادی روح امام و شهدا صلوات

هفته دفاع مقدس گرامی باد

 


مشکل اصلی را پیدا کنید

هر وقت تنبلی سراغ‌تان ‌آمد، لحظه‌ای تأمل کنید. ببینید مشکل کجاست و این مسئله ناشی از چه عامل یا عواملی است. تنبلی به طور کلی یک نشانه است، یعنی نتیجه‌ای از یک مشکل محسوب می‌شود و خود معلول علتی است که باید کشف و حل شود. دلایل مختلفی برای تنبلی وجود دارد از جمله بی‌انگیزگی، خستگی، ترس، بی‌علاقگی و…‌. دلایل تنبلی را کشف و سعی‌ کنید با درمانش از عقب‌ماندگی و بی‌انگیزگی ناشی از آن دور شوید

مشکل کشف شده را حل ‌کنید

حال که دریافتید تنبلی‌تان از کجا ریشه گرفته ‌است و علت آن چیست، برای رفع مشکل و درمان آن اقدام‌ کنید. در یافتن راه حل مشکل و درمان تنبلی موارد زیر را در نظر داشته‌ باشید

اگر خسته هستید و علت بی‌انگیزگی شما خستگی است، به خودتان کمی استراحت بدهید. همه به استراحت و آرامش نیاز دارند. اگر زمان شما محدود و اندک است، به ناچار بعضی از برنامه‌ها را حذف کنید و حتما وقتی را به استراحت و تجدید‌ قوا اختصاص ‌بدهید

اگر در برنامه‌ها و کارهای مختلف غرق شده‌اید و این موضوع شما را گیج کرده ‌است، سعی‌کنید مسئله را به اجزای کوچک‌تر تقسیم‌ کنید. فهرستی از اولویت‌ها تعیین‌ و به ترتیب، انجام کارها را شروع کنید

اگر علت فرار شما از کار و تنبلی ترس باشد باید چه کنید؟ به این بیندیشید که ترس شما چقدر منطقی است و این ترس چگونه شما را از اهداف و آرزوهایتان دور نگه ‌می‌دارد

گاهی ‌اوقات از چیزی ضربه می‌خوریم و احساسات ما جریحه‌دار می‌شود یا بعضی مواقع ناراحتی‌هایی برای ما ایجاد می‌شود که روح‌مان را آزرده می‌کند و همین آزردگی، انگیزه‌ی فعالیت را از ما می‌گیرد. اگر علت تنبلی شما چنین است، به هیچ‌وجه خود را تحت فشار قرار ندهید. برای بهبودی به خود زمان بدهید و سپس برای درمان تنبلی‌های خود اقدام کنید

برای درمان تنبلی ناشی از بی‌انگیزگی باید محیط خود را تغییر بدهید. کلیشه‌ها را بشکنید و از هر راهی که برای شما مناسب است، شور و اشتیاق از دست رفته را به خود بازگردانید

نظم در زندگی را فراموش نکنید

بی‌نظمی و آشفتگی، انرژی زیادی از شما تلف می‌کند. به‌ویژه از لحاظ بصری، وقتی اطراف شما به‌هم ریخته و نامرتب است، انگیزه و انرژی‌تان افت می‌کند. خانه‌ی نا‌مرتب، ماشین یا میز کار به‌هم ریخته، همه و همه باعث می‌شوند نظم ذهن‌تان بر هم بخورد و برای فرار از این درگیری ذهنی، به آسان‌ترین راه یعنی اجتناب از حل مسئله و تنبلی روی بیاورید

در ناخودآگاه ما اتفاقات متعددی در جریان است. آنچه می‌بینیم و می‌شنویم و احساساتی که از محیط دریافت می‌کنیم، به طور ناخودآگاه بر ما تأثیر می‌گذارند. در حقیقت در پشت صحنه‌ی مغز عزیز، هزارویک اتفاق رخ می‌دهد. پس برای شروع فعالیت‌ها باید زمینه‌ی آرامش ضمیر ناخودآگاه را فراهم کنیم

مثبت اندیشی یک اصل است

مغز ما به شکل شگفت‌انگیزی ورودی‌هایش را باور می‌کند. وقتی مدام خود را تنبل، ناتوان و بی‌انگیزه تصور می‌کنید، مغز این صفات را در خود نهادینه می‌کند و قدرت تغییر را از شما می‌گیرد. رخوت حاصل از منفی‌نگری موجب تشدید تنبلی می‌شود

زمان حال را دریابید

بیشتر ما در آرزوی آینده یا تأسف بر گذشته حال را قربانی می‌کنیم. لحظات خوب اسفند را در هیاهوی رسیدن به بهار از دست می‌دهیم. مسیر سفر را نادیده می‌گیریم و فقط به مقصد می‌اندیشیم، در حالی‌که ارزش لحظه‌ها فوق‌العاده بیشتر از آنچه تصور می‌کنید است. برای درمان تنبلی باز کردن دروازه‌های فکر به سمت افق‌های روشن ضروری است.

چشم‌انداز داشته ‌باشید

چشم‌اندازی از مزایای ترک و درمان تنبلی را در ذهن خود تصور کنید. سعی کنید به امتیازاتی که همت و تلاش برای‌تان به ارمغان می‌آورد، فکر کنید. با در نظر گرفتن مزایا، آینده و چشم‌انداز روشن، توان شما برای شروع فعالیت‌ها دوچندان می‌شود و درمان تنبلی کار چندان دشواری نخواهد‌ بود.

 


پرسش/ تنبلی چیست و چه آثار و کارکردی در زندگی فردی و اجتماعی انسان دارد و راهکارهای درمان آن کدام است؟

 

پاسخ:

مفهوم تنبلی

این واژه که گاهی به جای واژه‌های دیگری مانند: کسالت، تن‌پروری، راحت طلبی، بطالت، سستی وفتور به کار می‌رود، از رذایل اخلاقی است و نشانگر کراهت از کار، کاهلی، تن‌آسایی، طفره رفتن  و از کار در رفتن و مشابه آنهاست

تنبلی، گاهی طبیعی است مانند آنچه امروزه به عنوان «تنبلی چشم» از آن یاد می‌شود. درباره تنبلی چشم می‌گویند: ۳ درصد از افراد در دوران کودکی دچار آن هستند؛ یعنی چنین کودکی دید طبیعی ندارد و باید اولیای او به فکر درمانش باشند، که اکنون مورد بحث ما نیست

اما نوع دیگر از تنبلی، ارادی و ساخته و پرداخته خود انسان است و آدمی با دست خود، چنین شده است! در دنیای اسرار‌آمیزی که هر روز همه چیز در حال حرکت و دگرگونی است به نظر بعضی، ما آدم‌ها شاگرد اول کلاس تنبلی هستیم

نشانه‌های تنبلی وکسالت

درفرازی از سخنان رسول اعظم(ص) چنین آمده است

«اما علامه الکسلان فاربعه یتوانی حتی یفرط ویفرط حتی یضیع ویضیع حتی یضجر ویضجر حتی یاثم؛ علامت تنبل، چهار چیز است: سستی درکار تا سرحد کوتاهی، کوتاهی تا حد تباهی و خرابی کار، تباهی تا حد ملالت (و بی‌نشاطی) و ملالت تا حد گناه و نافرمانی»

نکوهش  تنبلی

در قرآن کریم هنگامی که سخن از منافقان به میان آورده ونشانه‌های آنان را بیان نموده، چنین می‌گوید:  «منافقان می‌خواهند خدا را فریب دهند درحالی که او آنها را فریب می‌دهد، و هنگامی که به نماز بر می‌خیزند، با کسالت برمی‌خیزند و در برابر مردم ریا می‌کنند و خدا را جز اندکی یاد نمی‌نمایند.»(نساء- ۱۴۲) از این رو کسالت و تنبلی در عبادت را مورد نکوهش قرار داده است

امام سجاد(ع) در فرازی از دعای ماه مبارک رمضان – که هر روز آن را می‌خواند – چنین درخواست کرده است: «…اللهم اذهب عنی فیه النعاس والکسل و السامه والفتره والقسوه والغفله والغره…خدایا! چرت، تنبلی، خستگی، سستی، سنگدلی، غفلت و فریب‌خوردگی را از من بزدای»

این نیایش گویای نکوهش نسبت به موضوع تنبلی و کسالت است که حضرتش از خداوند خواسته آن را از وی دور کند

همچنین امام صادق(ع) در فرازی از نیایش خود چنین آورده است

«..اللهم انی اعوذ بک من الکسل والهرم والجبن والبخل والغفله والقسوه والفتره والمسکنه…؛ بارخدایا! من به تو پناه می‌برم از تنبلی، پیری، ترس و کم‌دلی، بخل، غفلت، سنگدلی، سستی و زبونی…

در کتاب شریف کافی، بابی به عنوان نکوهش از تنبلی و کسالت «کراهیه الکسل » آمده است که در یک روایت از آن چنین می‌گوید: «عن ابی الحسن موسی (ع) قال: قال ابی (ع) لبعض ولده ایاک والکسل والضجره فانهما یمنعانک من حظک من الدنیا والاخره؛ امام کاظم(ع) می‌فرماید: پدرم (ع) می‌فرمود: از تنبلی و افسردگی بپرهیز، که این دو، تو را از بهره دنیا و آخرت بازمی‌دارد.»

در روایت دیگری آمده است: «عن ابی جعفر (ع) قال: انی لابغض الرجل او ابغض للرجل ان یکون کسلاناً [کسلان] عن امر دنیاه و من کسل عن امر دنیاه فهو عن امر اخرته اکسل؛ امام باقر(ع) فرمود: از مردی نفرت دارم که درکار دنیای خود تنبل باشد آن کس که در کار دنیای خویش تنبل باشد، در کار آخرتش تنبل‌تر خواهد بود.

ادامه دارد

 


قسمت دوم 

آگاهی پیش از عمل

یکی از اموری که در تقویت اراده بسیار مؤثر است، کسب آگاهی کامل درباره امری است که می‌ خواهیم آن را انجام دهیم یا ترک کنیم. اگر پیش از اراده کردن، به خوبی جوانب کار را بسنجیم و آثار و پیامدهای مثبت آن را به خوبی درک کنیم – چون فطرتاً منفعت طلب هستیم- ناخودآگاه برای کسب آن آثار و پیامدها، اراده انجام آن کار در ما پدید می‌ آید.

مولای متقیان حضرت علی علیه‌السلام می ‌فرماید: «در امور تحقیق کن، تا تمام جوانب آن برای تو روشن شود و هنگامی که امر برای تو واضح شد، انجام آن کار را اراده بکن.» و در روایت دیگری می‌فرماید: «تا زمانی که از مفید بودن کاری اطلاع کافی پیدا نکرده‌ای، انجام آن کار را اراده نکن».

بسیاری اوقات علت تهییج نشدن اراده ما به طرف انجام کار این است که آثار و نتایج فراوان آن را نمی ‌دانیم یا اطلاع کافی و کاملی نداریم و با کم‌ترین اطلاعات انجام آن را اراده می‌کنیم؛ ولی وقتی با سختی‌ های آن رو به رو می ‌شویم در انجام آن سستی می ‌کنیم؛‌ از این رو هم قبل از عمل باید آگاهی کامل را کسب کنیم و هم در طول انجام آن، باید اطلاعات قبلی را با خود مرور و تداعی و آن را تکمیل کنیم.

در همین راستا از امیر مؤمنان علی علیه‌السلام حکایت شده است: «من الحزم قوه العزم» قوت اراده‌ها از دوراندیشی در کارها نشأت می‌گیرد.

خودباوری و اعتماد به نفس

یکی از عوامل ضعف اراده، ضعیف و ناتوان پنداشتن خود و کارها را بزرگ‌ تر از خود دانستن است. هرچه انسان توانایی‌ها و استعدادهای خود را بهتر بشناسد و بهتر معنای خلیفه الله بودن خود را درک کند، احساس قدرت بیشتری می‌ کند و خود را برای اراده کردن امور بزرگ آماده ‌تر می ‌بیند.

مثبت اندیشی

یکی از موانع شکل ‌گیری اراده‌ های بزرگ، روحیه یأس و ناامیدی و توجه بیش از حد به مشکلات و کم ‌توجهی به داشته‌ ها و توانایی‌ ها است، خداوند با قدرت بی ‌انتهای خود، فرموده است: «هر کس بر من توکل کند، او را کفایت می ‌کنم.»

 و نیز: «ما انسان‌ ها را در رسیدن به مقاصد خود یاری می‌کنیم»، همچنین فرموده است: «من نزد گمان بنده مؤمن به خود هستم، اگر او به من خوش گمان باشد که کمکش می‌کنم؛ پس یاری‌اش می‌کنم و اگر او گمانش این باشد که کمکش نمی‌کنم، پس من هم او را رها می‌کنم.»

با وجود قدرت و لطف بی‌منتهای خداوند و حقایقی که عرض شد، جا دارد انسان‌ها عینک سیاه به چشم نزنند و به موفقیت خود امیدوار باشند و خداوند و همه خلقت را پشتیبان خود بدانند

ب. راهکارهای رفتاری و عملی تقویت اراده

هدف ‌داری و برنامه ‌ریزی برای آن

برای تقویت اراده، باید در زندگی خود هدف داشته باشیم و برای رسیدن به آن برنامه‌ریزی کنیم. انسان بدون هدف، دچار هرج و مرج و پوچی می‌شود. هدف، باعث تحریک قوا و تهییج انسان می‌شود و به رفتار شخص، جهت و نیرو می‌دهد، هر چه اهداف بلندتر و متعالی‌تر باشد، در شخصیت انسان، بهتر تأثیر می‌گذارد؛ از این رو اولاً هدف کلی خلقت خود را خوب بشناسید و هر روز و هر شب حرکت‌های خود را با آن هدف بسنجید و هر روز مقدار راه باقی ‌مانده را بررسی کنید. همین که انسان بداند هدف بسیار مقدس و بلند و ارزشمندی دارد، خود به خود برای انجام کارهای بزرگ تحریک می‌ شود.

ثانیاً برای زندگی خود، اهداف کوتاه‌ مدت، متوسط و بلند مدت تعریف کنید. برای هر سال و هر ماه و هر هفته و هر روز خود هدف داشته باشید و برای رسیدن به آن‌ها برنامه ‌ریزی کنید که در تقویت اراده تأثیر بسزایی دارد.

 


راهکارهای تقویت اراده از منظر روایات

انسانیت انسان به آن است که دارای اراده قوی باشد و با این اراده قوی از اسارت‌های بیرونی و درونی مثل شهوات و غرایز آزاد شود، چرا که تنها با اراده قوی است که انسان به مدارج عالی و کمالات بلند می‌رسد.

راهکارهای تقویت اراده از منظر روایات

اراده در ساختار وجود و شخصیت انسان، جایگاه اساسی و مهمی دارد. انسانیت انسان به آن است که دارای اراده قوی باشد و با این اراده قوی از اسارت‌های بیرونی و درونی مثل شهوات و غرایز آزاد شود و بتواند کاری را که درست تشخیص داد، انجام دهد. اراده ضعیف انسان سبب می‌شود بدون هرگونه تعقل و سنجش، تابع غرایز و امیال و اسیر چنگال جاذبه‌های بیرونی شود.

تنها با اراده قوی است که انسان به مدارج عالی و کمالات بلند می‌رسد. اراده قوی، همه کمبودها و نارسایی‌ها و ضعف‌ها را جبران می‌کند. چه بسا اراده‌های قوی که جسم‌های ناتوان و ضعیف را هم به دنبال خود کشانده و به مقصد می‌رساند. روح و نفس الهی آن قدر می‌تواند قوی و متعالی باشد که با اراده خود کارهای خدایی و غیر قابل تصور بکند؛ مانند جا به جا کردن تخت عظیم ملکه سبا توسط یکی از اصحاب حضرت سلیمان از کشوری به کشور دیگر، آن هم در یک چشم به هم زدن، این اراده‌های قوی همان جلوه‌های خلیفه الله بودن انسان است. همان‌طور که خداوند هرگاه چیزی را اراده کند، به او می‌گوید: «باش» و آن چیز محقق می‌شود، آدمی هم که خلیفه او است می‌تواند اراده الهی خود را آن قدر تقویت کند که به اذن او به هر چیزی بگوید: «کن» فیکون باش، پس باشد.

راهکار رسیدن به اراده قوی

با نظر به آیات و روایات به دو دسته راهکار بر می‌خوریم

الف. راهکارهای شناختی و معرفتی تقویت اراده

هستی شناسی و خودشناسی

هرچه شناخت انسان از جهانی که از آن آمده و دنیایی که در آن زندگی می‌کند و آخرتش که به آن پا می‌گذارد، بیشتر باشد و بزرگی هدف آفرینشش را بیشتر بشناسد، قدر خود را بهتر دانسته و اراده قوی‌تری خواهد داشت.

امیر مؤمنان حضرت علی علیه‌السلام با بیانی کوتاه به همین نکته بزرگ چنین اشاره می‌کند: «علی قدر الرأی تکون العزیمه»؛ «اراده و عزیمت در کارها، به اندازه شناخت و تفکر افراد است.»

معمولاً اراده کسانی که اسیر شهواتند، قدرت مقابله با آن جاذبه‌ها را ندارد. چنین افرادی به عظمت و بزرگی خود و قابلیت‌های خویش پی نبرده و شناخت کافی را ندارند و به همین دلیل خود را خیلی ارزان می‌فروشند؛ بنابراین نخستین توصیه ما این است که سعی کنید با مطالعه بیشتر، به شناخت کافی از دنیا و آخرت و هدف خلقت انسان و عظمت و بزرگی آن پی ببرید، آن‌گاه یک نیروی جدید به نام کرامت نفس در شما تولید می‌شود و در پی آن، دیگر شهوت‌ها و جاذبه‌ها حقیر می‌شوند؛ چرا که امیر علم حضرت علی علیه‌السلام فرمود: «من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته»؛ «هر کس خود را ارزشمند شمارد، خواهش‌های نفسانی‌اش نزد وی خوار و بی‌ارزش شوند.»

اگر انسان، خود را به درستی بشناسد و بداند عمری محدود و اهداف بلند و وظایف بسیاری دارد، آن‌گاه برای انجام کارهای لازم، سر از پا نمی‌شناسد و از هر گونه تنبلی، سستی و اتلاف وقت پرهیز می‌کند؛ همانطور که امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید: «تو چند صباحی بیش نیستی، هر روزی که بر تو می‌گذرد، بخشی از تو را می‌برد».

 

برای هستی شناسی و خودشناسی بهتر، مطالعه کتاب‌های زیر را پیشنهاد می‌کنیم.

خودشناسی برای خودسازی .آیت الله مصباح یزدی

انسان در قرآن .آیت الله جوادی آملی

گوهر وقت. حسن مطلبی

 


راه های تقویت اراده (قسمت دوم):

۱ – پیش از انجام هر کارى به جنبه ‏ها و آثار مثبت و منفى آن توجه کنید، زیرا با آگاهى از زیان‏ ها یا منافع کارى، انگیزه براى ترک یا انجام کار بیشتر مى‏ شود و به طور طبیعى اراده قوى مى‏ گردد.

۲ – همواره سعى کنید با خواسته‏هاى نفسانى و عادت‏هاى ناپسند مبارزه کنید. در این رابطه به یک نمونه اشاره می کنیم:

روزى شهید محراب آیت اللَّه مدنى به خادمش گفت: هوس کباب کرده ‏ام، مى‏ توانى چلوکباب تهیه کنى؟ البته سعى کن از جایى بخرى که تمیز و غذایش خوشمزه و لذیذ باشد.

خادم مى‏ گوید: من که هیچ وقت ندیده بودم آقا غیر از نان و گوجه یا پنیر و چاى شیرین غذاى دیگرى بخورد، با شوق و عجله گفتم: الان آماده مى‏کنم.

زود حرکت کردم تا آقا از تصمیم خود برنگردد. هنگام حرکت به من فرمود: موقع آمدن، غذا را در چیزى بپیچ تا دیگران متوجه نشوند. گفتم: به چشم!

حرکت کردم. از رستورانى که آشنا بود، غذا تهیه کردم و با اشتیاق فراوان در حالى که آن را مخفى کرده بودم، به منزل برگشتم. سفره‏ اى در اتاق آقا پهن کردم و غذا را روى سفره گذاشتم. عرض کردم: آقا! سفره آماده است. تا غذا سرد نشده بفرمایید.

فرمود: شما تشریف ببرید بیرون، بعد از نیم (یا یک) ساعت بیایید، ظرف و سفره را جمع کنید.

زمان مقرر به اتاق برگشتم، اما با شگفتى و ناراحتى متوجه شدم آقا غذا را میل نکرده ‏اند، پیش خود خیال کردم لابد چیزى در غذا دیده یا باب میلش نبوده که نخورده ‏اند. پرسیدم: غذا باب میل شما نبود؟! فرمود: غذا باب میل بود و هیچ مشکلى نداشت.

گفتم: پس چرا تناول نفرمودید؟

گفت: از اول هم بناى خوردن نداشتم. چند روزى بود این نَفس، هواى چلوکباب کرده بود. مى‏ خواستم او را ادب کنم و به او بفهمانم اگر بخواهم مى ‏توانم فراهم کنم، اما این کار را نمى‏ کنم. خواستم غذا را جلوى چشم نفس قرار دهم، تا آن را ببیند و عطر آن را استشمام کند، وقتى به او ندادم، دیگر چنین هوسى نکند.

۳ – خود را به انجام وظایف و تکالیف دینى مقید نمایید، همواره سعى کنید نماز خود را اول وقت بخوانید، حتى اگر مشغول نوشتن مطالبى باشید که فقط چند سطر یا کلمه ‏اى از آن باقى مانده باشد، آن را رها کنید و خواسته و میل درونى خود را فداى اراده انسانى خود سازید، انجام تکالیف و عباداتى هم چون نماز در اول وقت و روزه و حج و جهاد و صدقه و انفال مالى، باعث تقویت اراده مى‏ گردند.

۴ – همواره در مقابل سختى ‏ها و ناملایمات زندگى (کار و تحصیل و غیره) بردبار باشید و استقامت به خرج دهید.

۵ – سعى کنید هر روز، در وقت معینى مثلاً صبح‏ها، دقایقى را به ورزش و نرمش اختصاص دهید.

۶ – نفس انسان، مخصوصا جوانان به خواب بعد از اذان صبح تمایل دارد، جهت تقویت اراه با این میل نفسانى مبارزه کنید.

۷ – پیوسته به خود تلقین کن که من اراده ‏اى قوى دارم و توان مبارزه با خواسته‏ هاى نفسانى خویش و هم چنین غلبه بر مشکلات و مصائب را دارد. از شکست خوردن نمى‏ هراسم. اگر موفق نشدم، با کسب تجربه و انرژى و نشاط بیشتر مجددا اقدام مى‏ کنم تا به هدف و مقصد خود برسم. من توانایى رسیدن به هدف و برطرف کردن موانع و مشکلات را دارم.

۸ – کارى را که شروع کردید، با حوصله و دقت به پایان برسانید و از رها کردن یا سر هم بندى آن بپرهیزید.

۹ – با رعایت بند اول این توصیه و مشورت با دیگران در تصمیم‏ گیرى‏ ها سرعت عمل داشته باشد. از وسواس و دودلى و امروز و فردا کردن دورى کنید.

۱۰ – فکر خود را هم زمان به چند کار مشغول نکنید. سعى کنید همواره توجه شما به یک کار معطوف گردد.

۱۱ – تدبیر، نظم و انظباط را در همه امور زندگى خود جارى سازید. با برنامه ریزى دقیق و منطقى، کارهاى خود را پیش ببرید. در برنامه‏ ریزى جایى براى انعطاف و جایگزین کردن امور غیر قابل پیش بینى بگذارید.

زمان غذا خوردن، استراحت و خوابیدن، مطالعه و تفریح نمودن روى برنامه باشد. تجربه نشان داده افرادى که کتاب، لباس یا وسایل شخصى خود را در جاى منظمى نمى‏ گذارند بلکه هر جا که خواستند مى‏ اندازند یا به وضع لباس و کفش و ظاهر خود توجه ندارند، به تدریج در عرصه‏ هاى مهم زندگى نمى‏ توانند تصمین جدى بگیرند، اگر چنین وصفى در شما است، آن را تغییر دهید.

۱۲- سعى کنید در همه کارها به ویژه امور تحصیلى، تمرکز حواس پیدا کنید و از طریق تمرکز حواس، اراده خود را تقویت نمایید.

  1. از خدای متعال همواره کمک بگیرید و توسل به اهل بیت(ع) داشته باشید تا موفق ترین باشید.

راه های تقویت اراده (قسمت اول)

 

در تقویت اراده عوامل متعدّدى تأثیر گذار هستند که باید رعایت شده و با عواملى که موجب ضعف اراده مى ‏شود مبارزه گردد:
۱- اصل مقاومت:
اولین اصلى که باید رعایت شود، اصل مقاومت است که روان شناسان از آن به عنوان “اصل تسلیم ناپذیرى” یاد مى‏ کنند. معناى اصل مقاومت آن است که انسان در برابر شکست ‏ها و ناکامى ‏ها مقاومت کند؛ زیرا برخى از شکست ها زمینه پیروزى‏ هاى بزرگ را فراهم مى‏کند. یکى از نویسندگان مى‏ نویسد: “هرگاه برایتان مسئله ‏اى پیش ‏آید که به نظر بسیار مشکل، نا امید کننده و غیر قابل حل مى رسد، آنچه شما را تا حصول پیروزى یارى خواهد کرد، اصل “تسلیم ناپذیرى” است

۲- امید داشتن:
دومین اصلى که نقش بنیادى در تقویت اراده دارد، امیدوارى است. انسان باید در زندگى با امید زندگى نماید. یأس و نا امیدى انسان را از رسیدن به هدف باز داشته و روند زندگى را دچار مشکل مى ‏کند. آن دسته از بزرگان که قله‏ هاى  موفقیت را کسب نمودند، امید به زندگى داشتند. از سوى دیگر برخى که در زندگى موفق نبودند، معمولاً نا امید بوده و یأس در زندگى آن‏ها  حکومت مى ‏کرده است. “فیلس سیمولک” مى‏نویسد: “به کار بردن و نگارش کلمات منفى، ویرانگر و مخرّب است. این کلمات قفل  هایى هستند که بر درهاى  ورودىِ هر راه  حلى زده مى ‏شود تا ما را براى شکست آماده  کند. بر عکس کلمه “آرى” هیجان مى‏آورد و تحرک مى  ‏بخشد…”
۳- مبارزه با عادت ناپسند:
یکى از عوامل مهم تقویت اراده، مبارزه با عادت‏هاى بد و ناپسند است؛ از این رو باید سعى شود با هواهاى نفسانى (که انسان را به اعمال ناپسند مى ‏کشاند) مبارزه شده و از عادات ناپسند جلوگیرى گردد.
“ویلیام جیمز” روان‏شناس معروف مى‏گوید: “یک نه گفتن به عادت بد موجب مى‏شود شخص براى مدّتى تجدید قوا کند و بدین وسیله ضعف اراده خود را به تدریج بر طرف سازد”
در اسلام نیز به مبارزه علیه هواهاى نفسانى که زمینه ‏هاى عادت بد را فراهم مى‏ کند پیامبر اسلام (ص) می فرماید:”الشّدید من غلب نفسه
کسى قوى و با اراده است که بر هواى نفس خود چیره شود”.
۴ -تلقین به داشتن اراده قوى‏:
یکى از عوامل مهم تقویت اراده، تلقین کردن است که انسان اراده قوى دارد. انسان باید این گونه باور داشته باشد که “من مى ‏توانم بر مشکلات پیروز شوم. من مى‏ توانم در امتحان موفق شوم. من اراده قوى و پولادین دارم”.
در این خصوص سخنى از ناپلئون شنیدنى است: “باید کلمه “نمى ‏شود” از قاموس زندگى و از لغت محو گردد و از شنیدن واژه‏هاى “نمى‏ شود، نمى  ‏توانم و نمى  ‏دانستم” (نباید استفاده کرد)…”
۵- داشتن هدف روشن:
متأسفانه آن عدّه که دچار ضعف اراده مى‏شوند و از فعالیت‏هاى موفقیّت‏ آمیز دست بر مى ‏دارند، آنانى هستند که هدف معیّن و تعریف شده ندارند. اینان فعالیت‏هاى خویش را نیمه کاره رها مى ‏کنند. براى تقویت اراده باید اهداف معیّن داشت.
۶- تمرین تمرکز حواس:
تمرین تمرکز حواس یکى از راه‏هاى تقویت اراده است. براى تمرکز حواس باید نظم و انضباط در همه امور زندگى ایجاد کرده و با برنامه ریزى فعالیت‏ هاى خویش را پیش برد.

۷- انجام وظایف الهى

یکى از عوامل مهم تقویت اراده، انجام وظایف الهى و حاضر دانستن خداوند در همه صحنه‏ هاى زندگى است. نماز را اوّل وقت خواندن، مقررّات الهى را رعایت نمودن، اجتناب از گناه، هر کدام مهم‏ترین عامل تقویت اراده به شمار مى‏ آید. کسى که روزه مى ‏گیرد؛ در واقع با تمام هوس‏ها و رذایل اخلاقى مبارزه مى‏ کند. کسى که به عبادت خداوند مى‏ پردازد، آرامش روانى پیدا مى ‏کند. آرامش روانى مؤثرترین عامل تقویت اراده است. یکى از بزرگان مى ‏گوید: “خداوند بزرگترین گنج آرامش من است. من دیگر شتاب نخواهم کرد. او به من فرمان داده است که گاهى بایستم و آرام باشم…”.
۸- اعتماد به نفس:
خودباورى و اعتماد به نفس نیز عامل مهم تقویت اراده است. اگر انسان استعداد و قابلیت‏ هاى خویش را بشناسد و باور کند که توان انجام خیلى از چیزها را دارد، در تصمیم‏ گیرى خویش دچار مشکل نمى ‏شود.
۹- بهره‏ گیرى از سرگذشت انسان‏هاى با اراده:
خواندن سرگذشت انسان‏هاى با اراده، عامل تعیین کننده‏اى در تقویت اراده است.
خواندن زندگى نامه انسان‏هاى با اراده موجب مى‏ شود که انسان در برابر عواملى که موجب ضعف اراده مى‏ شود، مقاومت نموده و عوامل تقویت اراده را تجربه کند، مثلاً یکى از عوامل موفقیت “پشتکار” است.
علامه امینى (ره) صاحب کتاب ارزشمند الغدیر جهت تدوین این کتاب به کشورهاى مختلف سفر کرد. یکى از سفرهاى وى به هندوستان حدود شش ماه طول کشید. پس از بازگشت از هند پرسیدند: هواى هندوستان چگونه بود؟ وى پس از اندکى تفکر پاسخ داد: من به دلیل این که همواره سرگرم مطالعه بودم، نفهمیدم هواى آن جا در این مدّت چگونه بود!
مفسر کبیر قرآن، علامه طباطبایى، نمونه‏ اى از افراد با اراده و مصمم است. او در پنج سالگى مادر و در نه سالگى، پدرشان را از دست مى‏دهند و ممرّ معاش ایشان و برادرشان از کودکى، منحصر به زمین زراعتى در قریه شادآباد تبریز بوده است.
علامه طباطبایى به علت تنگ دستى ناچار مى‏ شود از نجف اشرف دوباره به ایران مراجعت نمایند و ده سال در همان قریه به کشاورزى اشتغال ورزند.

 با این وصف ایشان با تلاش پیگیر و مجاهدت مستمر توانست تفسیرى به رشته تحریر درآورد که به جامعیت آن، تفسیرى یافت نمى شود.
در کتاب رمز پیروزى مردان بزرگ از آیت‏ الله  جعفر سبحانى و سیماى فرزانگان از رضا مختارى داستان‏هاى زیادى از بزرگان نقل شده است.


 سبک زندگی ایرانی اسلامی چگونه است؟ (بخش چهارم)

پیشنهاد : توجه به نسبت چهارگانه زندگی براساس فرهنگ خودمان

نیاز، آرامش، آسایش و سعادت چهار محور اصلی توجه به نوع استفاده از یک نوع کالا در هر فرهنگی است. نیاز برگرفته از یک غریزه انسانی است که در نهاد بشر نهاده شده و شامل نیاز به خوردن، آشامیدن و نیاز به داشتن چیزهای مختلف که به همراه آن جهت رفع این نیاز آرامش و آسایش قابل طرح است. آرامش بعد روانی رفع نیاز و آسایش بعد جسمانی در جهت مصرف کالایی خاص می باشد.

نهایت اینکه سعادت هنگامی طرح می­شود که رفع نیاز زمینه برآوردن سعادتی خاص را برای بشر و انسان امروز فراهم سازد. در برخی از فرهنگ ها سعادت همان کسب بالاترین لذت و کامجویی است ودر برخی فرهنگ ها معنای دیگر و اخروی پیدا می کند.

ما باید سبک زندگی را با شرایط امروز تعریف کنیم. تعریفی که با استناد به معارف ناب آسمانی تضمین کننده سعادت دنیوی و اخروی باشد و از سویی نسبت آرامش و آسایش را هم به هم نریزد و نیاز کاذب ایجاد نکند و نیازهای واقعی را برآورده سازد.

باز تعریف سبک زندگی امروز، گذران زندگی را آسان تر خواهد کرد و نظام آموزشی ما را کار آمد خواهد ساخت. هدف از زندگی و دانش اندوزی را روشن خواهد ساخت و هیچ کس کار بیهوده و رنج بی گنج نخواهد داشت

ترویج و آموزش سبک زندگی ایرانی اسلامی

این نوع سبک زندگی ،می بایست متاثر از آموخته های دینی خود ما باشد که می­توان در قالب حیات طیبه اسلامی آن را طرح کرد. هدف بحث و بررسی پیرامون سبک زندگی ایرانی اسلامی توجه به الگوهای صحیح زندگی و –کشف هویت تاریخی است.

معرفتی عمیق در استفاده از کالاهای مدرن امروزی و داشتن دین عقلانی به نام اسلام در سبک زندگی ایرانیان و همچنین برای غالب کشورهای اسلامی. متاسفانه ما نه این هستیم و نه آن و نه به دنبال این هستیم که بفهمیم که کدام هستیم.

تعیین نسبت ایرانی بودن و اسلامی بودن، مفهوم این سرفصل در یک جمله ایران آن است که تاریخ و تمدن ایرانی یک بستر مناسب است که ما با مبنای شریعت به شعار «نه شرقی، نه غربی؛ جمهوری اسلامی»، جامه عمل بپوشانیم و حرفی نو بزنیم که البته فقط شعار نباشد و به گونه ای عمل کنیم که در شرق و غرب بی نظیر باشد و البته عقلانی تر .

همچنین یافتن یک نقطه شروع جهت تغییر سبک نسبتا غربی کنونی ، خصوصا برای ایران و سپس کشورهای اسلامی الزامی است.

ضرورت مطالعات بین رشته ای در بررسی سبک زندگی

روانشناسان غربی بسیار زودتر از ما ایرانیان، نیاز به مطالعه بین‌رشته‌ای را تشخیص دادند. ما به عنوان بعد دینی، بین‌رشته‌ای بودن را تأکید می‌کنیم که یک بعد آن مطالعه قرآنی وجود داشته باشد، بنابراین پرداختن به مطالعه بین‌رشته‌ای ضرورت دارد و ما باید مطالعات خود را بر اساس قرآن و دین شروع کنیم و به مطالعه بین‌رشته‌ای قرآن و علوم روز روی آوریم.


سبک زندگی ایرانی اسلامی چگونه است؟ (بخش سوم)

نقد سبک زندگی کنونی

انسان نیازهایی دارد و این نیازها را به گونه ای برآورده می کند و در این میان به آسایش و آرامش نسبی دست می یابد. البته در نگاه دینی، که مبتنی بر شناختی آسمانی و بی خطا از انسان و جهان است، دنیا گذرگاهی آزمودنی و رنج آلود است و همین نگاه است که به ما می آموزد نیازها در حد کمال برآورده نخواهد شد و آسایش و آرامش مطلق نخواهد بود پس مسابقه برای سود بیشتر و رفاه از همان آغاز محکوم به شکست است.

نیازهای واقعی انسان برای کارکرد دیگری در نهاد بشری تعبیه شده و برآوردن این نیازها هم روش های خود را دارد. به انسان، عقل هدیه شده تا نیازهایش را خود برطرف کند اما همین عقل می تواند به خطا کشیده شود و به جای برطرف کردن نیازهای واقعی، نیازهای کاذبی را تولید کند و برای برطرف کردن این عطش کاذب، نمک را در قالب آب ارایه کند!

به نظر می رسد که عطش ما برای خریدن آخرین مدل ها چیست؟ هزینه ای که برای گوشی همراهمان پرداخت می کنیم پاسخ به کدام خواسته واقعی و طبیعی ماست؟

مشکل این است که عقل و علم در راستای جهان بینی منطبق با هدف هوشمندانه جهان پیش روی ما ، به کار گرفته نمی شوند و ما در مسیری افتاده ایم که برای خرید آسایش بیشتر، آرامش را می فروشیم و به جای پاسخ دادن به نیازهای طبیعی و واقعی، نیازهای کاذب و سراب تولید می کنیم.

با مطالعه سبک زندگی امروز و مقایسه با سبک زندگی دیروز متوجه می شویم سبک زندگی دیروز عیب و نقصی نداشت. رابطه همه گزاره ها در سبک زندگی دیروز هماهنگ و به اندازه بوده است . برای همین بسته به امکانات آن روز، آسایش و آرامش برقرار بود و نیازهای واقعی نیز از راه های طبیعی آن پاسخ داده می شد اما امروز سبک زندگی از تقارن و همگونی خارج شده است.

هیچ کس درپی بازگشت به گذشته نیست. کسی نمی خواهد بگوید گذشته بهتر بود. عقب گرد کار عاقلانه­ای نیست. اما باید علم و فن آوری را در راستای آموزه­های دینی خودمان بکار گیریم. ضعف­های خودمان را باید شناسایی کنیم.

متاسفانه امروز ابزارها بر ما حکومت می کنند. به جای استفاده درست از پول، پول را می پرستیم و به ابزارها سواری می دهیم. در سبک به هم ریخته زندگی امروز ما، سعادتی در میان نیست پول بیشتر برای خرید بت های تکنولوژی دیگر است.

قبله ما شرکت های بزرگ تولیدی خارجی هستند که با رسانه های خود ما ،نیازهای کاذب ایجاد می کنند. ما زندگی نمی کنیم . ما معتادیم. ما در پی افیونی هستیم که توهم رفاه را به ما تلقین می کند. رفاه بیشتر با رنج بیشتر.

وضعیت مصرف کالاهای خارجی پنج شرکت کره­ای را در ایران در نظر بگیرید که اقشار متوسط به بالای ما چقدر رقابت برای خرید همین کالاهای تولیدی آنها را دارند.

سامسونگ ،ال جی ، دوو ، کیا و هیوندایی پنج شرکتی هستند که کالاهای لوکس آنها از گوشی موبایل گرفته تا کلیه لوازم خانگی و خودروهای مدل بالا و اخیرا نیز از دیگر کالاهای مصرفی دیگر نیز توسط این شرکت ها تولید می شوند واز یک طرف میلیاردها به جیب کمپانی های خارجی می رود واز طرف دیگر با طراحی خاص خودشان نوع فرهنگ و ذائقه ما را به همراه کالاهای دیگر کشورها تعیین می کنند.

به عبارت دیگر ما تسلیم فرهنگ مصرف غربی شده ­ایم که در گام اول همگام با دیگر کشورها به مصرفی کردن دیگر کشورهای تولید کننده شرقی از چین تا کره کرده است که با استانداردهای غربی برای مصرف انسان شرقی کالا تولید می­کنند. نتیجه آن شدکه شکل زندگی غربی برهمه جوامع مشرق زمین – از هندو چین گرفته تا کشورهای اسلامی و افریقایی و امریکای لاتین – تحمیل شده است. چیزی که به نام الیناسیون فرهنگی در متون فرهنگی بحث های فراوانی شده است.

در جامعه ما نیز همه اقشار جامعه یه این محصول صنعت فرهنگ روی آورده اند . صنعت فرهنگ به گونه ای خاص توانسته است همه را تحت تاثیر خویش قرار دهد.

اقشار پایین جامعه نیز با وسع خودشان آرزوی مصر ف کالاهای همین شرکت ها را دارند . تازه شرکت های ما هم برای رفاه بیشتر چاره ای جز قدم گذاشتن در همین مسیر را ندارند.

 


سبک زندگی ایرانی اسلامی چگونه است؟ (بخش دوم)

مشکل در سبک زندگی است

«روزی با فَلَک کردن به ما می آموختند اما هر چه می آموختند برای رشدمان بود امروز لب تابمان در سر کلاس، پر است از هزار جذابیتی که برای فرار از درسهای کسل کننده و بی­کاربرد تدریس می شود. شیمی می­خوانیم چون باید بخوانیم و فیزیک درس می دهیم چون باید درس بدهیم. فیزیک و شیمی دیگر آیات خداشناسی نیستند. یک سری متن هستند که باید شب امتحان خواند و با تقلب پاس کرد و مدرک گرفت و همان را تدریس کرد و حقوق گرفت برای بدست آوردن امکانات مدرن.

۱۲ سال درس می‌خوانیم و نه از تاریخ عبرت می‌گیریم نه زبان دینمان رابلدیم نه قرآن خواندن و نه بازبان‌های روز دنیا آشنا می‌شویم و نه پیشرفتی می‌کنیم. اگر خوب درس بدهیم و بخوانیم یک حافظه خوب هستیم که واو به واو تکرار کرده ایم و اگر هوشمند باشیم ابتکار و تولیدی کرده ایم برای افزودن ابزار جدیدی در دنیای امروز.

روش زندگی در خانه و جامعه و نظام آموزش ما در گذشته و حال یعنی پیش و پس از پیشرفت های صنعتی دگرگون شده است و مابه ازای گزاره های نیاز ، برآورد، آسایش و آرامش، کم و زیاد شده است.

وضعیت سبک زندگی ایرانی اسلامی

سبک زندگی ایرانی اسلامی در هیچ جای کشور نه نوشته شده و نه هیچ دانشگاهی به تدریس آن می پردازد.

در جامعه امروز ما ، سبک زندگی ایرانی اسلامی که برگرفته از حیات طیبه اسلامی و مبتنی بر توجه به تولید و آسایش همراه با احسان به دیگران – از همسایه گرفته تا همنوع – ترویج هم نمی شود. همچنین می­توان گفت که منبع معتبری از سبک زندگی ایرانی اسلامی که هم بر الگوهای عملی توجه داشته باشد و هم مبانی نظری را موشکافانه طرح کرده باشد، موجود نیست.

حال رسانه چگونه می تواند به سبک زندگی ایرانی بپردازد در حالی که ما به ازای آن در جامعه کاری انجام نشده و حوزه­های علمیه ما هم به ابعاد اسلامی آن نپرداختند و دانشگاههای ما هم به شکل غربی و سبک زندگی مبتنی بر رفاه عام و آرامش و آسایش عمومی مبتنی بر مدرنیسم را پرداخته­اند. این نوع سبک زندگی ، مبتنی بر پیشرفت های صنعتی و الکترونیکی و ارتباطی در غرب است که در خود غرب هم فلسفه زندگی آنها را تغییر داده به نوعی که می توان گفت که بالارفتن سن ازدواج و عدم تمایل به داشتن همسر و از طرف دیگر گرایش به تنوع طلبی در همه امور از استفاده از وسایل مادی گرفته تا نوع گرایش به ارزش­های غیر مادی مبتنی بر سبک زندگی غربی است . به گونه ای که می توان گفت که مدرنیسم نه تنها به تغییرات در اشکال زندگی مادی آنها پرداخته حتی ذائقه فرهنگی آنها را تغییرداده و آنها در موسیقی ، در رفاه ، در نوع نگاه به دیگران نیز تفاوت های اساسی با انسان های شرقی پیدا کرده که ریشه در فسلفه آنها به زندگی دارد. نهایت آنکه انقلاب صنعتی و به تبع آن انقلاب در ارتباطات که عصر ارتباطات و اطلاعات را رقم زده است بسیاری از متغیرهای زندگی را تغییر داده و این تغییر باعث دستکاری نوع انسان شده است که سبک زندگی مدرن امروزی که انسان ها را کسل ، دلمرده و خودشیفته می سازد ، حاصل مصرف گرایی مدرن امروزی است که با اسلام تفاوت فاحش و مغایرت دارد.


سبک زندگی ایرانی اسلامی چگونه است؟ (بخش اول)

مفهوم سبک زندگی از زمره مفاهیمی است که در حوزه جامعه‌شناسی و مطالعات فرهنگی برای بیان پاره‌ای واقعیت‌های فرهنگی آن را مطرح و به کار می‌برند و دامنه به‌کارگیری آن در رسانه هم رواج زیادی یافته است

«سبک زندگی که شامل مجموعه رفتارها و الگوهای کنش‌ هر فرد که معطوف به ابعاد هنجاری و معنایی زندگی اجتماعی می ، باشد اطلاق می‌شود و نشان‌دهنده کم و کیف نظام باورها و کنش‌های فرد است. به عبارتی سبک زندگی بر ماهیت و محتوای خاص تعاملات و کنش‌های اشخاص در هر جامعه دلالت دارد و مبین اغراض، نیات، معانی و تفاسیر فرد در جریان عمل روزمره و زندگی روزانه است.»

سبک زندگی پایه و اساس فهم شرایط فرهنگی موجود و تحولات پیش رو در این حوزه تلقی می‌شود و نشان می‌دهد که در بطن ارزش‌های موجود در خرده‌نظام فرهنگی چه می‌­گذرد. در واقع با به‌کارگیری مفهوم سبک زندگی و تعمق در آن می‌توان از هنجارهای پنهان در اذهان، باورها و رفتارهای مردم یک جامعه، سر درآورد و از جهت‌گیری‌ها و الگوهای موجود یا در حال شکل‌گیری، تفسیر واقع‌بینانه‌ای ارایه کرد

آسیب شناسی سبک زندگی کنونی ما

مقایسه سبک زندگی امروزین ما با گذشته با تاکید بر دو محور امکانات زندگی و روش­های آموزشی تفاوت بسیار کرده و آسایش و آرامش و نیاز مبتنی بر این نوع سبک زندگی ما بیشتر غربی و برگرفته از فرهنگ غربی است که در رسانه ها تبلیغ می شود

سبک زندگی، زاویه نگاه ما را تغییر داده است در این نوع سبک زندگی ، نیازهای ما پابرجاست منتهی به ولع تبدیل شده است . در این سبک ، نیاز به خوردن و آشامیدن هست ، منتهی غذا ها زود پخته می شود، زود خورده می شوند و پشت میز و فرمان اتومبیل مصر ف می شود و نهایت اینکه ، چاق می شویم .همچون یک سیب زمینی ، تماشاگر فیلم های تلویزیونی هستیم که انواع مانکن ها را در قالب هنرپیشه نشانمان می دهند و دستور می دهند که لاغر شویم و بازهم خرج کنیم تا چربی های انباشته را با آن همه هزینه که پرداخته ایم، آب کنیم

مشکل چیست؟ آیا مشکل مدرنیته است؟ یا ما نتوانسته­ایم مدرنیته را متناسب با سبک زندگی خودمان تعریف کنیم. نهایت امر همچون سرمایه­داران عربی می شویم که بخاطر کنارگذاشتن سبک زندگی سنتی خودشان از انواع بیماری روانی و جسمانی رنج می برند . انواع غذاهای فست فود مصرف می کنند و ساعت­ها پای تلویزیون خویش نشسته و مراسم سنتی و شوهای عربی خویش را تماشا می کنند و وضعیتی پیدا می کنند که کارگر از دیگر کشورهای خارجی بیاید که برای آنها کار انجام دهد

این نوع سبک زندگی هم اکنون در مدارس ما در دانشگاههای ما و در محیطهای کاری ما نیز وجود دارد و مشکلات محیطهای کارگری و کارمندی ما به گونه­ای است که در سالهای آتی می­بایست کارگران فیلیپینی ، هندی و برزیلی هم به کارگران کنونی افغانی اضافه شده تا بتوانند برای ما نظافت کنند یا گله­داری کرده و یا به تمیزی شهر ما بپردازند…

 


مصادیق سبک زندگی اسلامی در سیره ائمه اطهار علیهم السلام

چرایی پرداختن به سبک زندگی اهل بیت (ع)

هجمه عظیمی توسط رسانه های مختلف غربی به ابعاد مختلف سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی ما صورت گرفته است. پادزهر اصلی مقابله با این هجمه، احیا و روزآمد کردن و ترویج سبک زندگی اهل بیت (ع) است.

البته این هجمه اختصاص به سبک زندگی ایرانی و اسلامی ما ندارد، بلکه همه دنیا از آن ناراضی اند و حتی اروپائیان هم از اینکه سبک زندگی آمریکایی در کشورشان رواج پیدا می کند و هویت بومی و ملی شان را از بین می برد، ناراحتند. ولی کشور ما در نوک این حملات قرار دارد. هزاران شبکه ماهواره ای در کشور ما قابل دریافتند؛ هرچند همه به قصد ضربه زدن به سبک زندگی ما راه اندازی نشدند، ولی طبق برخی از آمار دو یا سه هزار شبکه ماهواره ای به طور قطع در کشور ما قابل دریافت است و اغلب اینها به زبان فارسی نیستند و عموم مردم ما نمی فهمند که اینها چه می گویند؛ اما از طریق کارکردی که اغلب اینها دارند، می توان فهمید که دگرگون کردن سبک زندگی جامعه مخاطبانشان را در دستور کار خود دارند.

به عنوان مثال: پخش موسیقی، آموزش رقص، نمایش مد و مدل، طراحی و دکوراسیون خانه و … هنرهایی هستند که بدون اینکه حرفی بزنند و یا نیاز به فهم زبان باشد، منتقل می شود که همه از مصادیق سبک زندگی هستند.

بنابراین، یکی از مهم ترین پادزهرهای مقابله با این هجمه، احیا و روزآمد کردن و ترویج سبک زندگی اهل بیت (ع) است. با توجه به اینکه ذهن و زبان مردم کشورها اهل بیتی است اگر سبک زندگی و رفتار آنها را اهل بیتی و روزآمد کنیم، بهترین پادزهر در راه مقابله با اینها و ترویج سبک زندگی اهل بیت در سراسر دنیا خواهد بود

انقلاب اسلامی که با تأسی از فرهنگ اهل بیت به پیروزی رسید و به حیات خویش ادامه می دهد، مدعی پایه گذاری تمدنی جدید در عالم اسلام و گشایش درهایی جدید برای بشریت است. سالم ترین، زیباترین و ملموس ترین شیوه تمدن اسلامی، شیوه زندگی اسلامی است که در سخن و سیره اهل بیت (ع) عرضه شده است.

به تعبیر مقام معظم رهبری، این تمدن نرم افزاری می خواهد تا مردم محصولش را ببینند. لذا اگر صرفاً به اعتقادات و ارزش ها و سخنانی که از اهل بیت منتقل شده اکتفا کنیم و به تعبیر دیگر، فقط آموزه های دینی را تبلیغ کنیم ممکن است برای قشر محدودی از افراد در دنیا و در جامعه مان که دغدغه های اندیشه ای و معرفتی دارند جذابیت داشته باشد، ولی انگشت شمار و محدودند؛ اما زمانی این تمدن برای عموم مردم جامعه خودمان (یعنی همین حوزه تمدنی خاص اسلامی ـ ایرانی) و برای ملت های مختلف دنیا، جذابیت دارد و قدرت عرض اندام در مقابل سایر تمدن ها را خواهند داشت که محصول و میوه تمدنی را بچشند و ببیند و به صورت ملموس احساس کنند.

کارشناسان معتقدند که طریقه سبک زندگی، بُعد بیان گرایانه و نمایش گرایانه دارد و هویت باطنی و درونی جامعه را نمایش می دهد. ارزش ها و باورها دیدنی نیستند. زمانی می توان درون ملکات نفسانی را دید که به سبک و شیوه زندگی تبدیل شود و قابل عرضه و ارزیابی باشد. اگر این میوه تمدن اسلامی که در سخن و سیره اهل بیت عرضه شده به صورت روزآمد باشد شیرین ترین و جذاب ترین میوه ای است که می تواند برای بشریت عرضه شود.

پرینت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *